|
رائول دوفی Raoul Dufy اصولا ً دوفی خوشبخت به دنیا آمد به جز مدت کوتاهی از زمان کودکیش بقیه زندگی طویل و موفقیت آمیز خود را صرف نقاشی نمود . هیچیک از نقاشان به اندازه او موفق به گرفتن جوائز هنری نشده و کمتر هنرمندی به اندازه او تجلیل شده است . هنر بسیار دوست داشتنی وی و تابلوهای نسبتا ً ارزان او همیشه وسیله ی زینت خانه های متوسطی بود، که در عین حال بسیار نیز زیاد بودند . درحال 1905 به اتفاق دوستان خود برای ملحق شدن به ماتیس و لامسینگ و درن Derain براک و چند هنرمند دیگر به پاریس آمد این افراد که بعدها آنها حیوانات وحشی نامیدند یا افکار انقلابی خود توانستند آن رسوم قدیم و باستانی نقاشی را در هم بشکند . دراین ایام بود که نقاش جوان به سبک جانگ بینیگ Jongbinig سی سلی پی سارو شروع به کارکرد ـ کارهای او پر از نشاط سواحل نور ماندی و بلوارهای پاریس و غیره بود سبک کارماتیس با رنگهای زنده آن به قدری در نقاشی جوان تأثیر نمود که بنا به گفتۀ خودش دیگر سبک امپرسیونیسم برای او مفهومی نداشت . در هر حال در سن 40 سالگی توانست بی مانند خود را که بیشتر تقلیدی ویک نوع کوبیسم به شمار می رود به وجود آورد و در سن 30 سالگی بعد او توانست افکار و روش خود را به سبکی که برای کتابهای شاعران و کارخانجات و... تهیه کند ، روش او را می توان شبیه سبک کالیک Kallic دانست او همیشه از حدود و قوانین هنری تجاوز می کرد . او برای این که بتواند افکار و ایده های خود را برتابلو منتقل کند ، تمام اصول و قوانین مربوط به یک نقاشی صحیح را زیر پا گذاشت و به این ترتیب کلیه تعلیماتی را که در زمان دانشجوئی خود در دانشکده آموخته بود کنار گذاشت . سبک کار دوفی بی نهایت نشاط آور است و روحیه قوی و پرنشاط او سرچشمه می گیرد ،و در برابر انتقادهای دیگران با حاضر جوابی خاصی می گفت: آقا جان ! طبیعت جز یک فرضیه چیزی نیست ! نوع کار او مثل تند نویسی پیوسته ای که در خطوط منحنی شکل به کار رفته باشد . این خطوط شکسته و منحنی شکل هریک با مهارت حالات و اشاراتی را بیان می کند ... حرکات تند قلم او و سبک خاص او برای هیچ نقاش قابل تقلید نیست. با تمام مهارتش در طرح شگفت انگیز او می توان یک متخصص رنگ آمیزی به شمار آورد که سبک و مطالعات امثال واتوVataeu بوچر ، فراگونارد ، دلاکروا و بالاخره رنوار کارمی کرد . او می گفت « چشمان من برای محو نمودن زشتی آفریده شده اند » . درکارهای او زشتی وجود ندارد و چیزی که بیشتر درکارهای او مشخص است زیبائی و رنگ های نشاط آور است معروف است که آب های دریای مدیترانه به اندازه رنگ های آبی دوفی زیبا نیستند ، همین است گل ها و چمن های سواحل ، درختهای خرما ، قسمت های داخلی عمارت و اتاق ها... دوفی مانند رنوار در اواخر عمر گرفتار درد مفاصل شده بوسیله ی صندلی چرخدار حرکت می کرد و در همان حال نقاشی را فراموش نکرد . دوفی از فوو Fauve آموخت که چگونه رنگهای تند قوی را کنار هم گذاشته و اشکال آن ها را ساده نماید . او شاعری بود که به تصورات خود بیش از آنچه که می دید اطمینان داشت. اودرعین حال که خبرنگار مجامع اشرافی زمان خود بود هیچوقت لطف شاعرانه ی رنگ های خود را از دست نداد .
|