|
فرهنگ و هنر -
سازهای ایرانی
|
|
چهارشنبه ، 4 آذر 1388 ، 06:59 |
سازهای ایرانی ارغنون: بروزن اندورن سازیست مشهور که افلاطون وضع کرده است ،و بعضی گویند ارغنون ترجمه ی مزامیر است یعنی جمیع سازهای نفسی و بعضی دیگر گویند چون هزار آدمی از پیرو و جوان همه یکبار به آواز های مخالف یکدیگر چیزی بخوانند آن حالت ارغنون خوانند و جمعی از دیگر گفته اند که ارغنون ساز و آواز هفتاد دختر خواننده و سازنده است که همه یک چیز را به یک بار و به یک آهنگ با هم بخوانند و بنوازند . ارغنون: برون گردون مخفف ارغنون هم هست که ساز معروف باشد . ارغنون: بروزن ارزن نام سازیست که آن را افلاطون وضع کرده و بیشتر نصرانیان و رومیان نوازند و ارغنون همان است . ارغنون: به فتح اول و سکون ثانی و ثالث مفتوح و رابع مضموم به نون زده مخفف ارغنون است و آن سازی باشد که رومیان نوازند و ارغنون همان است . بربط: به فتح اول و سکون ثانی وطای حطی است نام سازیست مشهور و بعضی گویند بربط ساز عود است و آن طنبور مانند باشد کاسه بزرگ و دسته کوتاه . بیشه: بروزن ریشه سازی هم هست ازنی که شبانان نوازند و بعضی دیگر گویند شبیه است به ارباب. تنبک : به فتح اول و ثانی و سکون ثالث و کاف فارسی آوازی را نیز گویند بلند و تند مانند صدای ناقوس و به معنی دف و دهل هم آمده است . تنبور : بروزن زنبور سازیست مشهور و معرب آن طنبور باشد . تنبیک: به ضم اول و سکون ثانی و کاف به معنی تنبیک است و آن دهلی باشد دم دار که مسخرگان و بازیگران در زیر بغل گیرند و نوازند با بای فارسی هم آمده است . توتک : با اول مضموم و ثانی مجهول بروزن موشک قسمی از نای باشد که شبانان نوازند . جلاجل: باجیم بروزن زلازل سنج دایره را نزی گویند و به معنی دف و دایره نیز آمده است . جلجل: به فتح اول و جیم و سکون ثانی و لام و دف دایره و سبخ دایره را گویند . خبتر: بروزن کمتر نام سازی است مخصوص اهل هلند . چغانه: بروزن ترانه نام سازیست که مطربان نوازند و بعضی گویند ساز قانون است و چوبی شبیه به مشته ی حلاجی که یک سر آن را بشکافند و چند جلاجل درآن تعبیه کنند و بدان اصول نگاهدارند . چنگ: نام سازیست مشهور. دنبره: بارای بی نقطه بروزن زنگله طنبور باشد و آن سازیست مشهور و معرب آن طنبوره است . دنبک: به ضم اول برضم اردک دهلی باشد دم دراز که آن را از چوب و سفال هم سازند و بازیگران در زیر بغل گرفته نوازند . رباب: به ضم اول بر وزن غراب سازی باشد مشهور که می نوازند و آن طنبور مانندی بود بزرگ و دسته ی کوتاهی دارد و برروی آن به جای تخته ی پوست آهو کشند . رود: به ضم اول و سکون ثانی مجهول و دال ابجد نام سازیست که نوازند . زال موسیه: ساز چنگ را نیز گویند و آن سازیست مشهور که بیشتر زنان نوازند. زنگل: به فتح اول و ضم کاف فارسی و سکون ثانی و لام زنگ و در او جلاجل و زنگوله را نیز گویند . ستا: به کسر اول و ثانی به الف کشیده طنبوره و سازی را گویند آن را سه تار گویند . ستار: ساز طنبوره را هم می گویند . سرتای: به ضم اول و سکون آخر که یای خطی باشد به معنی نای رومی است که سرتا باشد و به حذف الف هم آمده است . سه رود: بارای قرشت بو او رسیده است و بدال زده یعنی تار است که طنبور سه تار بسته باشد و بعضی گویند چنگ و رباب و بربط است . شارشک: به فتح ثالث و سکون شین نقطه دار و کاف به معنی رباب نیز آمده است و آن سازی است مانند طنبور بزرگی که دسته کوتاهی داشته باشد و به جای تخته بر روی آن پوست آهو کشند و چهار تار بر آن بندند. شاشک: بر وزن ناوک رباب را نیز گویند و آن سازیست معروف و مشهور . شاشنک: بانون بروزن آهنگ رباب را گویند و آن سازیست معروف. شاوغر: به فتح غین نقطه دار بروزن گاو سرتای رومی را نز گفته اند که نفیر برادر کوچک کرنا باشد و آن را نای رومین هم خوانند. شاه نای: نای ترکی است که آن را سورنای گویند و آن سازیست معروف که به سرنا اشاره دارد. شبور: به فتح اول و ضم ثانی مشدد و سکون و او ورای قرشت به معنی نای رویین است که نفیر باشد و به عربی نیز همین معنی را دارد و بی تشدید و ثانی مهره ی ترسایان باشد و آن یکی از سازهاست که می نوازند . شش تا: با فوقانی به الف کشده طنبور شش تار را گویند چنانکه سه تار طنبوره ی سه تاره را گویند . شوشک : رباب چهاررود بلند ، زینتی گفت : گهی رباب زنی گاه بربط و گه چنگ گهی چغانه و طنبوره و شوشک و عنقا شهنای: مخفف شاه نای است که سرنا باشد و آن را سورنای نیز گویند . شیپور: یک سر اول با بای فارسی بروزن بی نور نفیر را گویند که برادر کوچک کرناست و آن را نای رومی نیز خوانند و به فتح اول هم گفته اند و با بای ابجد نیز درست است . شهرود: بروزن مقصود نامی سازیست مانند موسیقار که رومیان در بزم و رزم نوازند و نام صوتی نیز هست و تار گنده و بم را نیز گویند که در بعضی از سازها بندند. شیناک : با شین نقطه دار بروزن بی باک گوسفند یک ساله را گویند و رباب چارتا را نیز گفته اند و آن سازیست مشهور. شیشم: به ضم ثالث وسکون میم نوعی از ساز باشد که نوازند . عجب رود: بارای بی نقطه بروزن نمک سود نام یکی از سازهاست که می نوازند و بعضی گویند از قسم مزامیر است که سازهای نی باشد و بعضی صدا و آواز نی را عجب رود گویند . عربانه: به فتح اول و ثانی و بای ابجد به الف کشیده و نون مفتوح به معنی دف و دایره باشد و بعضی دایره ی حلقه دار را گویند . عود: به ضم اول و سکون ثانی نام سازی هم هست که نوازند. غچک: یک سر غین نقطه دار و فتح جیم فارسی و سکون کاف سازیست معروف که نوازند و آن را در این زمانه کمانچه می گویند . غژک: به کسر اول و فتح ثانی و سکون کاف سازی باشد که آن را کمانچه خوانند این لغت را در فرهنگ سروری و سرمه ی سلیمانی با عین و بی نقطه وزرای فارسی نوشته اند و گفته اند سازیست که مطربان نوازندو درجای دیگر به معنی ساز طنبور آمده است . غناده: به ضم اول و ثانی و به الف کشیده و فتح واو سازیست که مطربان نوازند . قانون: بانون بروزن هارون نام سازیست که می نوازند. کلی: به ضم اول و ثانی به تحتانه رسیده است عربانه را نیز گویند و آن دایره ای باشد حلقه وار که بیشتر عربان نوازند . کمانچه: بروزن طپانچه نام سازیست مشهور. کمانه: بروزن زمانه کمان شکلی است که بدان ساز فیخک را نوازند. کنگر: به کسر اول و ثالث نام سازیست و آنرا بیشتر مردم هندوستان نوازند و این را کنگری گویند. گچک: به کسر اول بر وزن و معنی غچک است و آن سازی باشد معروف و مشهور . موسیقار: باقاف بروزن بوتیمار سازیست معروف که آن را از نیهای بزرگ و کوچک به اندام مثلث به هم وصل کرده اند و بعضی گویند سازیست که درویشان دارند و بعضی دیگر گویند سازیست که شبانان می نوازند و جمعی گویند نام پرنده ای است که در منقار او سوراخ بسیاری هست و از آن سوراخها آوازهای گوناگون برمی آید و او موسیقی از مأخوذ آن است. مولو: به ضم اول وسکون ثانی و واو شاخ آهویی باشد که قلندران و جوکیان هندوستان نوازند و بعضی گویند نیی باشد که کشیشان درکلسیا نوازند و بعضی دیگرگویندمولو زنگی وحلقه ی چند است ازآهن که زاهدان ترسا در درون دیر نوازند و حلقه های آهن را جنبانند و ناقوس را نیز گفته اند . مهری: به کسر اول و سکون ثانی و ثالث به تحتانی کشیدن نوعی از چنگ باشد و آن سازیست که مطربان نوازند و بعضی گویند یکی از نامهای ساز چنگ است . نای:به سکون تحتانی نیی باشد مه مطربان نوازند و به عربی مزمار خوانند . نایچ: به کسر ثالث و سکون جیم فارسی نایی باشد که مطربان نوازند. نای مشک : به سکون ثالث و فتح میم و شین و کاف هر دوساکن به معنی نای انبان است و آن سازی باشد مشهور و معروف و آن را نای مشکک هم نیز می گویند با دو کاف . نوا: نام سازیست که نوازند . نایلوس : بالام بروزن پای بوس موسیقار را گویند و آن سازی باشد مشهور و معروف منفصل هم نوشته اند که نای لوس باشد به کسرتحتانی و این اصلح است و باشین نقطه دار بروزن نوش هم به نظر آمده استو درست است چه در فارسی سین وشین به هم تبدیل می یابند .
|