|
فرهنگ و هنر -
کتابهای لغت فارسی متداول امروزی
|
|
شنبه ، 28 آذر 1388 ، 05:09 |
زینب زیادی ـ نوشته اند آدم بیقواره و ناساز و بی اندام ، ترکیبی است نظیر « فرنگی توی تعزیه » و «نخود توی شعله زرد » ظاهرا ً مردانی که رل حضرت زینب را بازی می کرده اند به واسطه ی نداشتن هیکل و اندام و ظرافت زنانه وضع و قیافه ای مضحک و ناساز به خود می گیرفته اند آدمهای بیکار و بی مصرف و تنه لش و بی عار وجودهای غیر مفید را نیز گاهی « زینب زیادی» می گویند . راجع به زینب زیادی ، بنده این حکایت را از پیرمردانن طهران شنیده ام و گمان می کنم که گفته های آنان صحیح باشد ، می گویند : در عصر ناصرالدین شاه سالی درایام عاشورا از نی شوهر شکایت داشت ، خود را در زی حضرت زینب در آورده و شوار بر شتر وارد تکیه دولت شد و جولانی هم داد چون بر حسب معمول شبیه حضرت زینب هم در تکیه دولت بود و مسئول نظم تکیه از او پرسید تو کی هستی ؟ او هم به آوای بلند ( به طوریکه ناصرالدین شاه بشنود) گفت : « من زینب زیادیم *** دخترمُلّا هادیم » «آمدم از شاه پول استانم *** پول چادر چاقچور استانم ». آنگاه با همین لحن سجع مانند شکایت خود از شوهر بیان کرد . ناصرالدین شاه امر کرد که اورا نزد وی برند و به شکایتش گوش داد و دستور داد وسیله ی آسایش خاطر او را فراهم کنند و ابن واقعه درمیان طهرانیان مثل شد ، و هم اکنون هر کس ناخوانده به جایی میرود او را زینب زیادی می خوانند . مرقوم است ،غلوط رک ـ غلط و غلوط ، ظاهرا ً غلوط از توابع غلط به همان معنی است و برای غلط و کلامی که بدان کسی را در غلط اندازند و من شنیده ام که عامه لفظ صحیح آن را به کا می برند« غلط غلوط » بنابراین بنده گمان می کنم که غلوط از توابع نیست و لفظی است صحیح .
|