|
مشاوره -
مدیر یک دقیقه ای
|
|
شنبه ، 16 مرداد 1389 ، 05:15 |
مدیر یک دقیقه ای توضیح می دهد . وقتی جوان وارد دفتر مدیر شد ، منشی گفت : « مدیر منتظر دیدار مجدد با شماست ». جوان به اتاق مرتب و تمیز مدیر وارد شد . وی با لبخند گرم و خودمانی با او احوالپرسی کرد . سپس پرسید: خیلی خوب ، بگو ببینم چه چیزهایی از اینی گشت و گذار آموختی ؟ جوان با اشتیاق جواب داد : چیزهای بسیار زیاد ! مدیر او را ترغیب به صحبت کرد . بگو چه یاد گرفتی ؟ حالا می دانم چرا شما خود را مدیر یک دقیقه ای می نامید .شما با افراد هدف گزاری یک دقیقه ای می کنید تا بدانند چه کاری از آنها خواسته شده است و عملکرد درست را قبلا به آنها آموزش می دهید . سپس سعی می کنید آنها را در حین اجرای درست تحسین و تمجیدشان کنید و بعد ، چنانچه تمام مهارتهای اجرا را کسب کرده باشند ، ولی از کاربرد آنها خودداری کنند توبیخشان می کنید . نظرت درباره ی این شیوه ی مدیریت چیست ؟ جوان گفت : از این همه سادگی متحیرم و با وجود این می دانم شیوه ی مؤثری است و شما با آن به نتایج دلخواه می رسید . مدیر گفت : به نظر من تو هم می توانی از این کاربرد آنها بهره مند شوی . جوان گفت : شایدی ولی باید درباره ی آن بیشتر بدانم تا بتوانم بهتر آن را بکار ببرم . مدیر گفت : جوان ، درست می گویی ، هر چه بیشتر درباره ی چگونگی شیوه ی این مدیریت بدانی بیشتر آماده ی استفاده از آن می شوی ؛ و من خوشحام آنچه می دانم در اختیارت بگذارم . میل داری از کجاشروع کنیم ؟ لطفا قبل از هر چیز بگویید آیا واقعا منظورتان این است که تمام کارها و رفتارهایی که باید به عنوان یک مدیر یک دقیقه ای انجام دهید فقط یک دقیقه ای وقت می گیرد ؟ نه ! همیشه این طور نیست . فقط به این وسیله می خواهیم بگوییم مدیر بودن آنقدر کار سخت و پیچیده ای نیست و همچنین می خواهیم بگوییم مدیریت بر افراد آنقدر که فکر می کنید وقت گیر نیست . بنابراین وقتی من می گویم «مدیریت یک دقیقه ای» ممکن است برای بعضی کارهای کلیدی این شیوه ، مانند تعیین هدف ، بیش از یک دقیقه وقت صرف شود و اصطلاح«یک دقیقه ای» فقط نشانه و شاخص این روش است . البته در بسیاری مواقع هم فقط یک دقیقه صرف می شود بگذار یکی از یادداشتهای روی میز را به تو نشان دهم. جوان روی میز را نگریست و این نوشته را حواند : بهترین دقایق من وقتی است که صرف آموزش و تربیت افراد می شود . مدیر گفت : خنده دار است که بیشتر شرکتها و مؤسسات پنجاه تا هفتاد درصد بودجه را برای پرداخت حقوق ماهیانه افراد در نظرمی گیرند و فقط یک درصد برای آموزش کادر تعیین می کنند . در واقع خیلی از مؤسسات به جای این که پول خود را صرف نگهداری و آموزش افرادشان کنند ، آن را در راه مراقبت از ساختمانها و تجهیزاتشان خرج می کنند . جوان گفت : هرگز به این مهم فکر نکرده بودم . اگر نتایج به وسیله ی افراد به دست می آید ، پس این کاملا منطقی است که برایشان سرمایه گذاری شود . مدیر گفت : دقیقا . ای کاش زمانی که تازه وارد کار شده بودم کسی بود که به من کمک کند و مرا آموزش دهد . منظورتان چیست ؟ خوب ، در بیشتر سازمانهایی که کار می کردم ، اغلب نمی دانستم قرار است چه کاری انجام دهم . کسی به خود زحمت نمی داد این را به من بگوید . اگر از من می پرسیدند دارم کار را درست انجام می دهم یا نه ، ممکن بود بگویم : « نمی دانم » یا بگویم :« فکر می کنم درست کار می کنم » . و وقتی می پرسیدند :« چرا فکر می کنی داری درست کار می کنی »، می گفتم : « چون تازگی رییسم دوروبر کارم رجز خوانی نکرده » گاهی هم می گفتم : « بی خبری ، خوش خبری است » . می توانم بگویم تقریبا انگیزه ی اصلی من این بود که فقط تنبیه و سرزنش نشوم . جوان گفت : خیلی جالب است . با این وجود تصور نمی کنم منظور شما راکاملا فهمیده باشم . جوان سپس با اشتیاق گفت : خواهش می کنم اگر زحمتی نیست به پرسشهای من پاسخ دهید . نکانی هست که باید بدانم . اجازه دهید با تعیین هدف شروع کنیم . ممکن است کمی درباره ی مؤثر بودن این رفتار صحبت کنید ؟
|
|
آخرین بروزرسانی ( شنبه ، 16 مرداد 1389 ، 05:18 )
|