|
مشاوره -
مدیر یک دقیقه ای
|
|
يكشنبه ، 17 مرداد 1389 ، 12:25 |
یک هدیه برای خودتان سالها بعد روزی مردی پشت میز کارش نشسته بود و به زمانی که برای اولین بار با اصول مدیریت یک دقیقه ای آشنا شده بود ، فکرمی کرد خوشحال بود ، که آنچه را که از مدیر نمونه شنیده بود ، یادداشت کرده بود و یادداشتها را به صورت کتاب تنظیم کرده و نسخه های زیادی از آن را به افراد داده بود . خانم گومز را به یاد آورد که در تلفن به او گفته بود : نمی دانم چگونه از شما سپاسگزاری کنم .شیوه ی مدیریت یک دقیقه ای تحول و تغییری بزرگ در زندگیم ایجاد کرده است.از یادآوری آن خاطره نیز احساس رضایت کرد . با رضایت به خاطرات روزگار گذشته لبخند زد . به دانشی که مدیر یک دقیقه یای اصلی دراختیارش گذاشته بود فکر کرد و برای چندمین بار در ذهن خود از او سپاسگزاری کرد . حالا این مدیر یک دقیقه ای جدید از این خوشحال بود که توانسته است دانش این مدیریت را یک گام جلوتر ببرد. با توزیع کتاب بین افراد ، بسیاری از مشکلات عملی آنها را حل کرده بود . افرادی که با او کار می کردند احساس امنیت می کردند . چون قبلا به هر کس گفته می شد هدف چیست و عملکرد کدام است . هیچ کادری احساس نمی کرد در محیط اعمال نفود می شود و او را به بازی می گیرند . افراد همچنین می دانستند چرا روشهای ساده ی مدیریت یک دقیقه ، یعنی هدفها ، تمجیدها و توبیخها برای افراد سودمند است . هر فرد کتاب مدیریت خودش را بارها و بارها مطالعه می کرد تا نکات را کاملا بیاموزد و خود به کار برد . مدیر از اثر تکرار و تمرین برای آموختن دانشی تازه آگاه و به آن معتقد بود . آموزش دانش مدیریت یک دقیقه ای به افراد ، با روشی صادقانه و آسان موجب شده بود که او همیشه زیاد وقت در اختیار داشته باشد و این بی تردید کار کردن را برای او آسان کرده بود . حالا بسیاری از افراد ارشد او ، خود مدیر یک دقیقه ای شده بودند و آنها به نوبت خود با افراد ارشدشان همان رفتار را می کردند . تمام سازمان فعال تر شده بود . مدیر یک دقیقه ای جدید در دفترش نشسته بود و به موفقیت های خود فکر می کرد . او خودهدیه « در زمان کمتر به دستاورد و نتایج بزرگتر» را به خود هدیه کرده بود . او برای فکرکردن ، برنامه ریزی کردن و هر گونه کمکی که افراد نیاز داشتند وقت داشت . او برای ورزش و مراقبت از خود وقت کافی داشت . می دانست هیجانها ، فشارهای عصبی ،احساسی و جسمی روزانه ای را که مدیران دیگر از آن صحبت می کنند و خود را به تحمل آن محکوم کرده اند تجریه نکرده و نمی شناسد . و می دانست خیلی از افرادی که با اوکار می کنند از مزایای چنین روشی بهره مند هستند و از کار لذت می برند . در قسمت او جا به جایی و انتقال افراد ، بیماری کادر و غیبت و تاخیر بسیار کم بود . به گذشته که فکر می کرد از این که صبر نکرده است تا تمام فنون و نکات مدیریت را کاملا بیاموزد و بعد آن را به کار برد، خوشحال می شد . این خاطره در ذهنش زنده شد که روزی از همکارانش ، یعنی افراد ارشد پرسیده بود : آیا کارکنانی که کتاب مدیریت یک دقیقه ای را خوانده اند دوست دارند با چنین مدیری کار کنند ؟ و متعجب شده بود که آنها گفته بودند ، چیز مهمتر دیگری را دوست دارند . می خواهند که او رئیس آنها بشود ! و در جواب او که گفته بود شاید نتواند تمام نکات و مراحل را به موقع و در ست اجرا کند ، صمیمانه گفته بودند : « به امتحانش می ارزد » و او به هر حال کار مدیریت را شروع کرده بود . حالا او به عنوان یک فرد ، و یک مدیر احساس رضایت و خشنودی می کرد . زیرا با روش خود موجب تحول ، و تفاوتی بزرگ شده بود توجه افراد به او ایجاد این احساس در آنها که مدیر و سرپرست از ابتدا در کارشان است ،اوراازکار بهره مند کرده بودو پاداش بیشتری نصیبش شده بود . بار ضایت لبخند زد . زیرا می دید که مدیری موثر و با آور شده است .
|