|
مشاوره -
مدیر یک دقیقه ای
|
|
سه شنبه ، 19 مرداد 1389 ، 04:50 |
توبیخ موثر بگذار بیشتر توضیح دهم . خیلی از مدیران و سرپرستان نه تنها توبیخهایشان را با تمحجید پایان نمی دهند ، بلکه توبیخ را آنچنان اجرا می کنند که گویی یک جدایی و قطع کار را هم به دنبال دارد : با این طور کار کردن فکر ترفیع و ترقی را از سرت بیرون کن !» و وقتی مدیر چنین کادری را ترک می کند ، مخصوصا یکی از همکارانش حرفهای او را شنیده باشد ، فکر می کنی آنها درباره ی چه با هم حرف می زنند ؟ درباره ی چگونگی برخورد با مدیر ، یا درباره ی اشتباهی که در آن اجرا رخ داده است . درباره ی برخورد مدیر . مطمئنا . شروع به صحبت درباره ی برخورد مدیر می کنند و بدون شک کادر مجددا کار را اشتباه انجام می دهد ولی اگر توبیخ را با یک تمجید تمام کند ، یعنی به او بگوید : تو خوب هستی، ولی عملکرد تو خوب و صحیح نیست » بعد که تو را ترک می کند ، آن فرد درباره ی اشتباهی که کرده است فکر می کند . و اگردر برابر همکارانش شروع به بد گویی از مدیر کند ، همه او رامنع کرده و به او خواهند گفت : «چرا انقدر به هیجان آمده ای ؟ او به تو گفت یکی از بهترین افرادش هستی . فقط نمی خواهد بار دیگر چنین اشتباهی بکنی. » مرد گفت : سپاسگزارم . دلیل و تاثیر پایان دادن توبیخ را با حسن جویی متوجه شدم . سپس یادداشتهایش را نشان داد و گفت : من گفت گویمان را این طور خلاصه کرده ام : وقتی توبیخها را با تمجید پایان می دهید افراد دربارهی رفتار و عملکرد خود فکر می کنند نه رفتار عملکرد شما . بله ، کاملا درست نوشته ای من یک خاطره و تجربه ی خانوادگی دارم که این نکته را ثابت می کند . یک روز وقتی به خانه رسیدم همسرم به من گفت : آقای مدیر بزرگ و محبوب .... افراد و کارکنان سازمان ....» هر وقت او حرفش را این طور شروع می کند ، فورا می فهمم بچه ها باید کار بدی کرده باشند و من باید به موضوع رسیدگی کنم . او آن روز عصر دیده بود کارن ( دختر پانزده ساله مان) دزدکی سیگاری درساک بسکتبالش گذاشت و رفت تا از در خارج شود ، سیگار را از او می گیرد و مانع رفتنش می شود . همسرم به من گفت : آن قدر عصبانی شدم که اگر خودم را کنترل نکرده بودم او را می کشتم و توباید به این کار رسیدگی کنی . من احترام بسیار برای والدین تنها قائلم . زیرا در چنین موقعیتهایی کار را به دیگری واگذار نمی کنند . برای این گونه رخدادها ، این استراتژی بین ما و والدین هست که اگر یکی از ما نتواند خود را کنترل کند توپ را برای نفر دیگر می اندازد . چون تازه توبیخ یک دقیقه ای را یاد گرفته بودم فکر کردم فرصت مناسبی ایت آن را آزمایش کنم و اثرش را ببینم . همسرم گفته بود کارن در آشپزخانه است . یکراست به آنجا رفتم . کارن طوری آنجا ایستاده بودکه گویی می خواهند او را به سیاه چال بفرستند. نزد او رفتم دست روی شانه اش گذاشتم و گفتم : کارن مادر می گوید تو را دیده که دزدکی یک سیگار توی ساک ورزشت گذاشته ای . بگذار احساسم را درباره ی کاری که کردی بگویم . نمی توانم بار کنم که چنین کاری کرده باشی . بارها به تو گفته ام یکی از کارهایی که بچه ها را به نابودی می کشد این است یکدیگر را وادار به سیگار کشیدن و ول گشتن می کنند و .... متوجه بودم که سی ثانیه باید توبیخ را ادامه می دادم و بعد سی ثانیه هم برای دلداری و حسن جویی بگذارم . مرد گفت : قبلا مثل بیشتر پدر ها و مادرها ، می بایست دو ساعت تمام صرف چنین کاری می کردی . باور کن همین طور است . بعضی پدر و مادرها شاید حتی دو روز تمام صرف این کار می کنند . مثلا بچه شان امروز کار اشتباهی می کند و آنها بی درنگ دعوا و سر و صدا را با او شروع می کنند و او را کاملا کلافه می کنند .نیم ساعت بعد دوباره به او می گویند :« بگذار یک چیز دیگر هم به تو بگویم ....» صبح روز بعد که بچه را می بینند به او می گویند :« بگذار درباره ی دوستانت هم این را بگویم ... » خلاصه دو روز تمام وقت صرف می کنند و حال او و همه ی اهل خانه را می گیرند . روش توبیخ این است که فقط سی ثانیه احساس خود را بیان کنیم . وقتی این کار را کردیم دیگر تمام شد . ادامه نمی دهیم به این که او را برای آن اشتباهی که کرده بکوبیم و بکوبیم . با اعتقاد به این روش حس کردم باید سرزنش را تمام کنم و مکث کردم . در آن وقت بود که اهمیت یک لحظه تامل و درنگ پس از توبیخ را درک کردم . این درنگ به شما فرصت می دهد آرامش خود را به دست بیاورید و به توبیخ شونده هم فرصت می دهد تا شدت ناراحتی شما را حس کند . سرانجام نفس بلندی کشیدم و متوجه شدم کارن هم حالتش تغییر کرد . بعد از چند لحظه گفتم : کارن بگذار یک چیز دیگر هم به تو بگویم , دوستت دارم . تو واقعا بچه ی مسئولی هستی . من و مادر از بابت تو نگرانی نداریم . این کار را بچه هایی می کنند که مثل تو نیستند . به این دلیل من و مادر اجازه نمی دهیم تو چنین کاری بکنی .» سپس او را در آغوش کشیدم ، نوازشش کردم و گفتم : « حالا برو بازی و یادت باشد که تو بهتر از اینهایی .» مرد گفت : اگر من پدر کارن بودم اجازه نمی دادم برود ورزش . و مطمئنا او خودش هم باور نمی کرد اجازه بدهی برود . نمی توانست باور کند. من دوباره گفتم :« می دانم که حالا فهیمدی من درباره ی بچه هایی که سیگار نمی کشند چه فکری می کنم دیگر چنین کاری نمی کنی . خیلی خوب برو ، خوش بگذرد . » قبلا که از توبیخ یک دقیقه ای چیزی نمی دانستم نه فقط توبیخ را با تمجید تمام نمی کردم ، بلکه او رابه کنجی میبردم و بر سرش فریاد می کشیدم و مجازاتی برایش تعیین می کردم . فکر می کنی اگر آن روز اجزاه نمی دادم برود بسکتبال بازی کند به چه فکر می کرد ؟ به این که چه کار بدی کرده یا به این که من چه برخوردی با او کرده بودم . مطمئنم به برخوردی که با او شده بود فکر می کرد . فورا می رفت گوشی را بر می داشت و به دوستش می گفت پدرش آدم بدو سختگیری است بچه ها از تعریف رخدادهای خانه و حرفهای بزرگترها برای یکدیگر لذت می برند . بله . همین طور است . به خاطر کار بدی که کرده بود از نظر روانی دچار سرگشتگی شده می شد و تمام توجهش به طرز برخوردی که با او کرده بودم متمرکز می شد . مرد که توجهش به داستان جلب شده بود پرسید: بعد چه شد ؟ روز بعد ، وقتی داشتم صبحانه می خوردم ، کارن از طبقه بالا آمد پائین ، برای اینکه بفهمم درست برخورد کرده بودم یا نه ، پرسیدم : کارن برخورد من با تو به خاطرمسئله ی سیگار چطور بود ؟ » جواب داد : « خیلی بد بود بابا .شما لذت آن بازی بسکتبال را از من گرفتی و آن را خراب کردی » گفتم : « من بازی را برای تو خراب کردم ؟ » گفت :«آره ، چون در تمام مدت بازی با خودم فکر می کردم چه کار بدی کردم و شما و مادر را نارحت کردم !» در دلم خندیدم و با خود فکر کردم : ـ توبیخ یک دقیقه ای کارگر شده است ! » واقعا هم کار خود را کرده بود ! او تمام فکر ور حواسش به خطایی که کرده بود معطوف شده بود ، نه به رفتاری که با او کرده بودم . مرد گفت : مثال ساده و روشنی بود . هدف از حسن جویی بعد از توبیخ را کاملا درک کردم ، سپاسگزارم . ولی یکی دو سئوال دیگر درباره ی توبیخ یک دقیقه ای دارم . سئوال کن . خوشحال می شوم بیشتر با هم گفتگو کنیم . بیشتر سئوالاتی که درباره ی مدیریت یک دقیقه ای مطرح می شوند با توبیخ در ارتباطند. اگر کسی را که توبیخ می کنیم ، مثلا کارن شروع به بحث کردن با ما بکند چه باید کرد ؟ فورا صحبت را قطع می کنی و به او می گویی این یک بحث نیست . فقط داری احساسات را درباره ی آن اشتباهی که او کرده بیان می کنی ، ولی اگر او بخواهد بعدا درباره ی آن بحث کند تو آمادگی بحث کردن را داری . به او می گویی این بحث دو به دو نیست، بلکه داری به او می گویی که چه احساسی داری. بله فکر می کنم کاملا مفید و کمک کننده است سئوال دیگر این که من باید فرد را در پایان توبیخ تمجید کنم ، چه ایرادی دارد که توبیخ را با تمجید شروع کنم ؟ قبلا من برای توبیخ روش ساندویچی را به کار می بردم . اول رویش را می مالیدم و نوازشش می کردم . بعد یک لگد به داخل شکمش می کوبیدم ، دوباره پشتش را می مالیدم و نوازشش می کردم . مدیر یک دقیقه ای گفت : من آن روش را می شناسم . ولی دریافته ام که خیلی مهم است که توبیخهاه و تمجیدها را از هم جدا کنیم . اگر توبیخ را با یک تمجید شروع کنیم کار تمجید خود را خراب کرده ایم . چرا ؟ چون اگر فردی را که اشتباه کرده اول تمجید کنی توجهی به تمجید تو نمی کند . زیرا نگران اشتباهی ایت که کرده و در انتظار و نگران توبیخ تو است . مرد مطلب را این طور خلاصه کرد : بنابراین با جدا کردن تمجید و توبیخ فرصت می دهیم افراد هر دو را روشن تر بشنوند و درک کنند . درباره ی تنبیه های ملموس تر مانند تنزل پست و مسئولیت ، انتقال و جا به جایی و با کیفرهای دیگر چه فکر می کنی ، آنها را مناسب می دانی ؟ تجربه ی ما از توبیخیک دقیقه ای به ما می گوید معمولا هیچ کیفر اضافی و ضمیمه ای نیاز نیست . چنین کاری ناراحتی بار می آورد . مرد گفت : و این امر با داستان کارن به خوبی نمایش داده شد . تصور می کنم به سئوالاتم درباره ی توبیخها جواب داده شد . و همچنین حالا می فهمم که اگر مدیران کاربرد A-B-C ( فعال کننده ها – رفتار – پی آمد ها )را بیاموزند با دانش مدیریت یک دقیقه ای شناخت پیدا می کنند و می تواننداین دانش را به اجرا بکشند . ولی چگونه می توانیم مدیریت یک دقیقه ای رابرای بهتر کردن اجرا به مجموعه ی برنامه ی سازمانی درآوریم . مدیر یک دقیقه ای گفت : باسیستم PRICE . یعنی چه ؟ اینی سیستم می تواند با توجه به کاربرد A-B-C با پنج گام ساده و عملی به مدیران کمک کند که افراد را به بهتر شدن عملکرد وادارند . چیز جالبی به نظر می رسد . ولی امروز مغزم لبریز از چیزهای آموختنی شده است . پس پیشنهاد می کنم اگر موافق باشی فردا یک نسشت دیگر با هم داشته باشیم ؟ به منشی می گویم در یکی از هتلها برایت اتاق رزرو کند . مدیر این هتل خیلی به مدیریت یک دقیقه ای دل بسته است . برای رفتار و عملکرد کارکنانش برنامه ی تمجید یک دقیقه ای ترتیب داده است . فکر می کنم بد نباشد امشب آنجا استراحت کنی . پیشنهاد خوبی است و تصور می کنم دیدن برنامه هتل هم جالب باشد .
|
|
آخرین بروزرسانی ( سه شنبه ، 19 مرداد 1389 ، 04:54 )
|