|
مشاوره -
مدیر یک دقیقه ای
|
|
چهارشنبه ، 20 مرداد 1389 ، 06:52 |
|
اجرا را پیگیری و هدایت کنید پس از این که نمودار را تهیه کردم ، عدد متوسط تلفنهای قرار ملاقات را محاسبه کردم . پس از دو هفته به طور متوسط ،روزی یک تلفن بود . کاری که انجام شده بود با آنچه من انتظار داشتم خیلی تفاوت داشت متوجه شدم او باید بهتر کار کند . و من خود رابرای اجرای سوم گام یعنی Involve « سهیم کردن » آماده کردم . مرد گفت : یعنی جک را از مشکلی که در عملکرد داشت آگاه کردی ؟ بله ، زمانی که متوجه می شویم عملکرد فرد نیاز به تقویت دارد ، باید آن را با او مسئول و مجری کار است و یا می تواند در اجرا موثر باشد در میان بگذاریم که در مثال ما آن فرد ،جک است . مطمئنا وقتی نمودار عملکرد جک را می کشیم و می بینیم آنچه انتظار ما بوده است انجام نشده وسوسه می شویم که آن وضعیت را به جک بگوییم و تکان به او بدهیم . بله اغلب این حالت پیش می آید ، ولی باید خوددار باشیم . هنوز وقت توبیخ نشده است . باید به یاد داشته باشیم که از نمودارها نباید به عنوان سلاح و یا یک مدرک جرم ویا بازخواست از سوی مدیر استفاده کرد . از آن نمودارها به عنوان ابزار آموزش و روشهای مسلم به دست آوردن Feed Back اطلاعات به دست آمده از اجرای قبلی استفاده می کنیم . چگونه وضعیت نمودار را با جک درمیان می گذاریم ؟ بدون داوری و بازخواست و در حالتی از توجیه و آموزش . قصد ما این است که جک یا دبگیرد و ما فرض می کنیم جک میل دارد بهتر کار کند ما دراین جا جمله ای به عنوان اندرز یا پیام داریم : Feed Back صبحانه ی بهترین هاست. کاملا درست است ولی چگونه جک را وارد مسئله می کنیم و Feed Back به دست آمده از نتایج را به او می دهیم ؟ ما او را درایجاد فعال کننده ها سهیم می کنیم . یعنی در این تصمیم گیری که چه کارهایی باید برای شروع اجرای بعدی بشود تا او بتواند کارش را تا حد انتظار ما پیشرفت دهد ، سهیم می کنیم . مرد خشنود از این که فرصتی پیش آمده تا دانش قبلی خود را ارائه دهد ، گفت : علاوه برتعیین هدف یا بازشناسی هدف ، دیگر برای چه کارهایی توافق می کنیم ؟ استراتژیهای راهنمایی و ارزشیابی . باید در این که چگونه او را راهنمایی خواهیم کرد و چگونه ارزشیابی ، و در برابر اجرای بهتر چه پاداشی خواهد گرفت ، با او به توافق برسیم . آیا همیشه کادر را در هدف گزاریهای یک دقیقه ای وارد می کنیم ؟ بله ، در بیشتر حالات و موارد . مدیریت یک دقیقه ای موثر نمی افتد ، مگر این که افراد و کادر در آن سهیم شوند . اگر چنین نکنیم ، کادر تصور می کند که ما قصد داریم او را زیر نفوذ خود داشته باشیم . این امر مخصوصا در تعیین هدف مهم است و هدف گزاری گروهی کمک می کند تعهد و مسئولیت بیشتری از افراد خواسته شود و یک تعیین هدف واقع گرایانه را برای فضای اجرا و کادر تضمین می کند . مرد با سردر گمی گفت : هدف واقع گرایانه ؟ هدف واقع گرایانه نسبتا سخت است ولی دست یافتنی است . برای مابه عنوان یک مدیر قابل قبول و پذیرفتنی است و برای افرادمان امکان اجرایش هست . به داستان جک بر می گردیم . او روزی یک قرا تلفنی ترتیب داده است . چند تا قرار ملاقات از نظر ما قبول است و جک چند تا می تواند ترتیب دهد ؟ مرد پرسید : بهترین فروشنده چند قرار ملاقات می گذارد . این که جک را با بهترین ها مقایسه کنیم ، نه تنها تشویقی بایش نخواهد بود بلکه او را دلسرد خواهد کرد . به یاد داشته باشید ما این روش را به عنوان یک ابزار یادگیری به کار می بریم نه یک وسیله ی تنبیه . برای این امر چه هدفی تعیین می کنیم ؟ احتمالا به او می گوییم : « جگ بگذار ببینم می توانی هفته ی آینده روزی سه قرار ملاقات بگیری یا نه ،چطور است ؟» مرد گفت : در این جا مسئله را فقط در چهارچوب زمان و عدد قرار می دهیم . درست است . فکر می کنی چه می شود اگر فقط بگوییم ، « جک ، من دوست دارم قرار ملاقات بیشتری برای فروش بگیری . تصور می کنم احیرا کم قرار ملاقات می گیری . » مرد کمی فکر کرد و گفت : فقط می گوید «چشم ، حتما » . و بعدآن را جدی نمی گیرد . به همین دلیل ، من جک را کنار خود می نشانم . برایش نمودار تهیه می کنم و با این کار ، او می فهمد من روی مسئله جدی هستم و دقیقا می دانم او چه باید بکند تا دوباره مورد رضایت و تایید من قرار بگیرد . سپس اسمیت نمودار دیگری نشان داد و گفت : این نمودار اولین هدف گزاری جک است . پیداست که ما با عملکرد ضعیف او را (یک قرار ملاقات در روز) و سه قرار ملاقات در روز را در این نمودار نشان داده ایم . بدین وسیله او می تواند تفاوت این که قبلا کجا بوده و حالا به کجا می رود را مشاهده کند .  چرا به جک نمی گوییم برای هر ملاقات به منظور فروش یک قرار تلفنی ترتیب دهد ؟ این برای هدف دراز مدت مناسب است . برای کوتاه مدت نباید انتظار داشت عملکرد به سرعت تغییر کند . اگر چنین انتظاری داشته باشیم ، کادر یا جک خود را با طرح نامناسب و بدی مواجه می بیند . درست مثل این است که شما رژیم لاغری گرفته ای ، انتظار نداری همین امروز دوازده کیلو کم کنی ، ولی یک کمی باشد کم کنی . بنابراین ما باید با جک بنشینیم و یک تعیین هدف کوتاه مدت ، مانند سه قرار ملاقات فروش در روز ، بکنیم . هدف کوتاه مدت ؟ بله وقتی ، با افراد برنامه ای برای بهتر شدن کارشان ترتیب می دهیم ، باید یادمان باشد روی نتیجه ای که نهایتا می خواهیم به آن برسیم هدف گزاری نکنیم ( در مثال جک ، یک قرار تلفنی برای هر فروش در حدود شش یا هفت تلفن در هفته ) . باید تعیین هدف برای کوتاه مدت باشد تا کادر رسیدن به آن هدف را حس کنند و سزاوار تمجید شود و گرنه ممکن است ما تا ابد در انتظار رسیدن به هدف بمانیم . من این طور می فهمم که وقتی روی عملکرد و اجرا کار می کنیم باید ترتیبی اتخاذ کنیم و افراد را طوری به کار بگیریم که کم کم بتوانند کار را درست انجام دهند ( هدف کوتاه مدت ) ، نه کاملا درست ( هدف نهایی ). دقیقا . حرکت به سوی اجراهای کاملا درست از یک سری اجراهای تقریبا درست تشکیل می شود . یعنی باید گفت رم را نمی تواند یک روزه بسازند ، در نتیجه ما باید پیشرفت عملکرد کنونی را دنبال کرده و آن را ادامه دهیم تا به سطح قابل قبول وآنچه انتظارمان است برسانیم . بهترین راه برای رسیدن به این منظور چیست ؟ اسمیت گفت : با سهیم کردن کادر در یادگیری و راهنمایی . همان طور که می دانی اساس راهنمایی این است که پس از این که به افراد گفته شد دقیقا از آنها چه می خواهیم ،عملکردشان را زیر نظر داشته باشیم . مشاهده می کنیم و با توجه به نتایج ،اطلاعات به دست آمده را به آنها بدهیم . ولی چگونگی جریان این راهنمایی را با موافقت قبلی با افرادمان که چه وقت و چگونه با آنها Feed Back خواهیم داد قرار می گذاریم و برنامه ریزی می کنیم . و این قسمت از گام راهنمایی را در گام سهیم کردن انجام می دهیم . مرد به میان صحبت او دوید : تصور می کنم وقتی با افرادمان توافق می کنیم که از سیستم Feed Back دادن اطلاعات از عملکردشان به آنها ، استفاده خواهیم کرد . شانس رسیدن به هدف موفقیتشان را افزایش می دهیم . اگر می خواهید افراد را روز به روز هدایت کنیم وآنها را بسازیم ایجاد یکی سیستم خوب Feed Back از طریق نمودارهای اجرا امری قطعی است . به این دلیل من و جک با هم قرار گذاشتیم من کارنمایی را که برای تلفنهایش تهیه کرده و روی میز کارش گذاشته بررسی کنم و با او درمیان بگذارم . مرد پرسید : به جز رسیدگی روزانه کارنما ، دیگر چه توافقی با هم کردید ؟ چون ثبت کردن روزانه ی عملکرد کمی وقت گیر است . قرار گذاشتیم در پایان هفته اول با هم بنشینیم و ارشیابی کنیم . بررسی کنیم چه وقت جک می تواند کار تهیه اطلاعات از عملکردش را خودش اداره کند . Feed Back از عملکرد خودش را ؟ اگر من مشکل اجرایی با جک دارم ، اولین کاری را که باید بکنم این است که نموداری برایش تهیه کنم و از او بخواهم روی نمودار علامت ضرب ، جمع ، ستاره یا هر علامت دیگری بزند . بنابراین با یک نگاه به آن نمودار می تواند به خودش بگوید : «بچه ی خوب ، دارم بهتر کار می کنم» و یا بگوید «آه کار را بدتر کردم»او حتی می تواند شروع به تمجید یا توبیخ خودش بکند . بله درست است Feed Back که خود مدیری است می تواند تا آنجا که ممکن است به اجرا نزدیک ـ سریع باشد . برای این امر جکرا درچه کاری سهیم کردی ؟ تنها کاری که می بایست در گام سهیم کردن انجام می دادم این بود که جک را در ارزشیابی اجرا سهیم کنم . چگونه ؟ وقتی نمودار را تهیه می کردم ،جک متوجه چگونگی ارزشیابی اجرایش شد . ولی برای این که سهیم بودنش را با مسئله ی ارزشیابی کامل کنیم ، باید با هم تصمیم می گرفتیم در برابر کاربهتر ، چه مزایا و ای چه امتیازی در انتظارش خواهد بود . یعنی چه ؟ یعنی اگر جک هدف را تمام کند ، یعنی عملکردش را پیشرفت بدهد و بهتر کند چه پی آمد مثبتی برایش خواهد بود . گفتی باید هر دو باهم درباره ی این مزایا و یا پی آمد مثبت تصمیم می گرفتید ؟ اگر جک ضعیفتر و تازه کارتر از این بود ، فقط من تصمیم می گرفتم ، ولی جک می دانست چه پاداشی به او انگیزه و تحرک می دهد . از او پرسیدم :« برای قرار ملاقات تلفنی بیشتر برای فروش ، چه چیز به تو انگیزه می دهد ؟ » جواب داد : « اگر کارم را آن طور که می خواهی انجاما دادم ، یک نامه به من بده ، من چنین چیزهایی را جمع آوری می کنم . تمام نامه ها و تقدیرهایی را که در دوره ی دبیرستان گرفته ام نگه داشته ام . خیلی خوشحال می شوم که منشی من آن نامه را ماشین نکند . شما با دست حودت برایمی بنویس .» خیلی از اینی پیشنهاد جالب خوشم آمد . پرسیدم : اگر کار را بهتر نکردی چه ؟ گفت : فقط به من بگو سزاوار توبیخ هستم وای ممکن است اصلامرا توبیخ نکنی . چون همین که بدانم شما میفهمی دارم کار را به روش قدیم انجام می دهم ، خودم را به مسیر درست می اندازم » . مرد خندید و گفت : آیا تعداد توبیخ و تمجید را یادداشت کردی ؟ شاید مسخره به نظر برسد، اما من این کار را کردم . من یک کار نما برای تمجیدها و توبیخها درست کردم و خیلی موثر افتاد . و حالا برای همه افرادم کارنمای تمجید و توبیخ دارم . یعنی فقط یک لیست از نام آنها تهیه کرده ام که ستون تمجید و توبیخ دارد و شرح خلاصه ی وقایع جلوی نام هر کادر می آید . این کار مرا در حفظ مدیریت یک دقیقه ای نگه می دارد .
|
|
آخرین بروزرسانی ( چهارشنبه ، 20 مرداد 1389 ، 11:57 )
|