|
مشاوره -
مدیر یک دقیقه ای
|
|
پنجشنبه ، 21 مرداد 1389 ، 05:44 |
پیمان ببندید کاملا درست است . تعهد می کنم هرچه زودتر از آن استفاده کنم . من برای تعهد تو نگران نیستم ، بلکه برای تعهد تو در برابر تعهدات نگرانم . مثال ساده و ملموسی می زنم . مثلا پزسک به بعضی از بیماران می گوید برای درمان فقط باید وزن کم کنند و رژیم بگیرند؛ ولی می گویند رژیم اثر ندارد . در حالی که از آنها تعهدشان را در برابر این که تعهد داده اند وزن کم کنند ، می شکنند و فراموش می کنند چه قولی به خود داده اند . تو با مدیریت یک دقیقه ای این برخورد را نکن . مرد گفت : آنچه می گویی مرا به یاد گفته ی یکی از دوستانم می اندازد . او می گوید : من هرگز سعی نمی کنم کاری را انجام دهم.یا باید آن کار را انجام دهم یا نباید انجام دهم . این همان چیزی است که می خواستم از آن صحبت کنم . برای نشان دادنش ، سعی می کنی آن قلم را از روی میز برداری ؟ مرد به سمت میز رفت و قلم را برداشت . من گفتم سعی کن قلم آن قلم را برداری نگفتم آن را بردار . مرد خندید . مدیریک دقیقه ای گفت : منظورم را فهمیدی .ما یا قصد داریم آن کار را بکنیم یا نکنیم .گفتن سعی خواهم کرد .... قصد قبلی ما را برای انجام ندادن تقویت می کند . برای آخرین اندرز هم سپاسگزارم . مطمئن باش قصد ندارم مانند آن مرد که در سراشیبی کوه به شاخه ای آویخته بود و فریاد می زد . آیا کس دیگری آن بالا هست؟ باشم . مرد بر خاست . بار ضایت و امتنان دست داد و گفت : تصمیم گرفته ام با مدیریت یک دقیقه ای کار کنم .
|