|
مشاوره -
مدیر یک دقیقه ای
|
|
پنجشنبه ، 21 مرداد 1389 ، 06:07 |
با مدیر یک دقیقه ای کار کنید وقتی مرد از دفترمدیریک دقیقه ای خارج شد ، از فکر اجرای آنچه شنیده بود به هیجان آمده و با خود عهد کرد روش را در سازمانش به کار برد .از روز بعد شروع به اجرای مدیریت یک دقیقه ای کرد . می دانست اگر صبر کند ، شاید هرگز نتواند آن را شروع کند . بنابراین آموخته هایش رابا مسئولان و سرپرستان سازمانش در میان گذاشت و از آنان نیز خواست به نوبت خود افراد تحت سرپرستیشان را با چگونگی روش جدید آشنا کنند . همه دست به دست هم داده اند تا روش مدیریت جدید را عملی کنند . پس از شروع کار با این روش ، متوجه شد برای این که این مدیریت موثر واقع شود باید چهار سیستم ایجاد کند . کارکنان باید می دانستند که : چه کارهایی باید انجام دهند ؟(مسئولیت )؛ رفتار و اجرای خوب چیست ؟(سیستم سوابق اجرا)؛ آیا دارند خوب کار می کنند یا نه ؟(سیستم به دست آوردن اطلاعات از عملکرد Feed Back ؛ برای یک اجرا یا عملکرد خوب چه باید بکنند (سیستم بازشناسی یا شناخت). به زودی افراد در تمام قسمتهای سازمان سیستم جدید پنج گام را برای اجرای هر هدف یک دقیقه ای به کار بردند . هدفها ، خود موقعیتها و فضاهای مورد نظر را تعریف می کردند ؛ عملکرد هر هدف ثبت می شد؛ افراد در تعیین هدف راهنمایی ، هدایت و در مشاوره شرکت داده می شدند ؛ سرپرستان و مدیران موظف به تهیه ی نیازهای افراد بودند ؛ سپس مرحله ی راهنمایی و هدایت شروع می شد .هر کس می خواست دیگری موفق باشد . .قتی اجرا به پایان می رسید ، عملکرد و میزان پیشرفت ارزیابی می شدو هدف جدید در نظر گرفته می شد . به زودی آنچه انتظار بود اتفاق افتاد : مدیر ورزیده و کهنه کار در به کار بردن مدیریت یک دقیقه ای موفق شد و این امر همه چیز را درگرگون کرد. افراد نه تنها حال بهتری پیدا کردند، بهتر همکار می کردند . نکته ی مهمتر این که کاربرد مدیریت یک دقیقه ای درجایی بسیار مهم در زیر بنای امور تفاوت ایجاد کرد . تولید افزایش یافت ؛کیفیت بالا رفت ؛ فروش افزایش یافت ؛ ابقا حضور و علاقه ی افراد وکارکنان از تمام سازمانهای آن ناحیه بیشتر شد . مرد در هر فرصتی و در هر جا آنچه آموخته بود در اختیار دیگران قرار می داد . بزودی مدیریت یک دقیقه ای به عنوان تئوری «م» شهرت یافت . مدیری یک دقیقه ای می گفت : هرکس تئوری را دوست دارد می تواند داشته باشد ـ تئوری «الف » ، تئوری «ب» ولی ما مدیر یک دقیقه ای را تئوری «م» می نامیم زیرا موثر است . مدیر یک دقیقه ای هر جا که می رفت به آنان که کاربرد مدیریت یک دقیقه ای را آموخته بودند می گفت : تعهد کنید ، به تعهد خود وفادار بمانید و به دیگران هم بگویید چنین کنند .
|