|
نژاد ایرانی از نخستین روزی که پا به دایرۀ تمّدن گذاشت نسبت به فرهنگ توجه خاصی داشته وعلم وفرهنگ را دوست می داشته و و دررواج آن می کوشیده است . زردشت پیامبرایران قدیم فرموده است که کودکان را در پنج سالگی به دبستان بسپاریداز زمان هخامنشیان ایرانیان از پنج سالگی تا بیست سالگی فرزندان خود را به تعلیم و تربیت می گماشتند . در همین زمان هنگامی که دولت کلده و آشور به دست هخامنشیان منقرض شد ایرانیان وارث علوم قدیم کلده و آشور شدند و نجوم وحکمت و ریاضیات و طب را اخذ کردند و پس از آنکه روابط ایران و یونان توسعه یافت و ایرانیان و ممالک یونانی نشین را متصرف شدند حکمت و طب یونانی نیز به ایران آمد و حتی پادشاهان هخامنشی و بزرگان علمای یونان را به ایران دعوت می کردند . در زمانی که ایرانیان مصر را نیزفتح کردند علوم مصریان قدیم را مانند کیمیا و طب واختر شناسی پذیرفتند . در دورۀ ساسانیان از جملۀ وظایف رسمی روحانیون ایرانیان یعنی موبدان تعلیم وتربیت فرزندان ایران بود و در ضمن همان روابط علمی با یونان ادامه داشت و بلکه بیشتر شد زیرا که شهرهای ادس و نصیبین و انطاکیه و اسکندریه مراکز علمی دنیا شد و ایرانیان از آموزگاران معروفی که دراین شهرها بودند علوم را اخذ می کردند به همین جهت علمای ایران زبان سریانی را برای فراگرفتن علوم می آموختند و کم کم مدارس شهر گندی شاپور در خوزستان و بیمارستان های آنجا طلاب ایرانی را از شهرهای دیگر بی نیاز کرد . در همین زمان روابط ایران با هندوستان و چین توسعه گرفت و علوم و صنایع هندی و چینی نیز در ایران راه یافت و به همین از زمان ساسانیان تعداد کثیری کتابهای مختلف در هر علمی چه به زبان سریانی وچه به زبان پهلوی در ایران تألیف گردید که تا مدّت های مدید در دوره های اسلامی منبع عدۀ معارف ایران ترجمه های فارسی یا عربی همان کتابها بود در این دوره صنایع ظریفه مانند موسیقی و معماری و نقاشی در ایران ترّقی کرد موسیقی ایرانی خالص پدید آمد و معماری نیز از نفوذ های خارجی پیراسته شد ودر دوره های اسلامی همان معماری زمان ساسانیان را اصلاح کردند و بر زیبائی و جمال آن افزودندومعماری دورۀ اسلامی ایران که مخصوصا ًدرعهد سلجوقیان و درزمان مغول و در دورۀ صفویه ترّقی کرد پدیدار شد . در آغازتأسیس معارف اسلام ایرانیان شرکت عمده داشتند و همواره درهرعصری در تمام شعب علوم و معارف اسلامی بزرگترین علمای اسلام ایرانیان بودند و چون زبان عرب زبان علمی ملل مسلمان شده بود مولفات عمدۀ خود را به این زبان پرداختند اصلا ً نهضت ملی ایران در قرن اول و دوم هجری کار ایرانیان است و تمام علوم متداول عصر خود را از زبان سریانی و پهلوی به عربی نقل کردند و علمای ایرانی که شاگردان همان دانشمندان زمان ساسانیان بود طلاب مسلمان را به علوم و معارف زمان خود آگاه ساختند و بزرگان ایران در شهرهای معروف ایران و حتی در شهرهای کوچک مساجد و بیمارستان های بسیار و خانقاه های متعدد برای پرورش علما ساختند و موقوفات بسیارگذاشتند ودوره های بسیاردرتاریخ ایران پدید آوردند که درآن ادوار تمام رشته های علم و ادب وصنایع در دربارهای ایران ترقی بسشیار کرد مانند دورۀ برمکیان در بغداد و دینور و شهرور وانبار و کوفه و غیره ، دورۀ سامانیان در سمرقند و بخارا و بلخ وهرات و مرو و طوس و دورۀ آل زیار در گرگان و ری و اصفعان و دورۀ آل بویه در قم و همدان و بغداد و کرج و شیراز و دورۀ غزنویان در غزنین و بست و لاهور و فراه و نیشابور و دورۀ سلجوقیان در تمام ایران و قسمت اعظم از قلمرو اسلام از یک سو در کرمان و از سوی دیگر در بخارا ومرو از یک سوی آذربایجان و ارمنستان و گرجستانو از یک سو در انطاکیه شام و از جانب دیگر در بغداد وبصره و در دورۀ خوارزمشاهیان در خوارزم و ماوراءالنهر و در همدان و ری و اصفهان و دورۀ مغول در مراغه و سلطانیه و بغداد و دورۀ گورکانیان در هرات و کابل و قندهار و دورۀ صفویه در اصفهان و قم و مشهد و شیراز. در تمام این مدت متجاوز از هزار سال هرگز ایران از دانشمندان بزرگ و هنرمندان و هر فنی خالی نبوده . در هر عصری تبلیغات بسیار در علوم مختلف شده است که معرف جدید اروپا دنبالۀ مسلم آن بود و قطعا ًاگر ایرانیان در هر رشته ای مطالعات و کشفیات و اختراعات نکرده بودند تمدن و معارف امروز بدین پایه نمی رسید زیرا مسلم است که در فراهم وردن این اساس علمی امروز دنیا ، سه قوم بیشتر شرکت نکرده اند ، نخست یونانیان و رومیان قدیم ،دوم ایرانیان و سوم اروپائیان . از اواخر قرن یازدهم تا اوائل قرن سیزدهم مدتی متجاوز از صد سال ایران گرفتار اغتشاشات داخلی بود و سلسلۀ پادشاهان ایرانی که یک یک جانشین دیگر می شدند و برای دانشمندان ایران وسائل امن و رفاه و تکمیل معارف پدران خود فراهم نبود ناچار ایران از کاروان علم و معرفت باز پس ماند و ملل متمدن اروپا در راه دانش پیش پا افتادند و به سرعتی هرچه تمامتر ود را به سرحدّ کمال رساندند . در ایران در اواسط قرن سیزدم هجری توجهی نسبت به معارف جدید پدیدار شد و دولت ایران در صدد بر آمد از علوم جدید اروپا استفاده کند به همین جهت در ضمن قرارداد هائی که با ناپلئون امپراطور فرانسه بسته شد مقرر گردید که چند تن از صاحب منصب فرانسوی برای تعلیم نظام جدید به ایران فرستد و مشارالیه ژنرال گاردان را به سفارت ایران مأمور کرد و او با 53 تن صاحب منصب فرانسوی مأمور در ایران شدو این هئیت از 25 رمضان 1222 ق . تا 28 ذیحجه 1223 ق . درایران متوقف بود و در میان ایشان صاحب منصبان مختلف برای تمام فنون نظامی و نقاش و معمار و مهندس بودند و کارخانه توپ ریزی در اصفهان دائر کردند وسپاهیان ایران را به اصول نظام جدید اروپا آشنا ساختند و درضمن زبان فرانسه را درمیان تحصیل کردگان آن دوره رواج دادند . پیش از آن در زمان صفویه مخصوصا ًدر زمان شاه عباس اول نیز نهضتی در ایران برای قبول فنون جدید اروپا پدیدارگشته بود چنان که چند صنعتگر از قبیل نقاش و ساعت ساز و جواهر ساز و اسلحه ساز ازممالک مختلف اروپا مانند انگلستان و پرتقال و ایتالیا و هلاند و غیره به اصفهان خواسته بودند . پس ازعزیمت صاحب منصبان فرانسوی در سال 1224 ق . سفیر انگلستان دو تن صاحب منصب انگلیسی با خود به ایران آورد که نظام جدید را به ایرانیان بیاموزند و از آن پس تا افتتاح مدرسۀ دارالفنون همواره معلمین و صاحب منصبان انگلیسی برای تعلیم معارف جدید اروپا در ایران بوده اند . روابط ایران و اروپا در قرن هفتم هجری در زمانی که پادشاهان مغول درایران سلطنت می کردند شروع شده ولی منتهای بسط آن درزمان شاه عباس اول بود که چون شهر اصفهان را پایتخت کرد به مبلغین عیسوی اجازه داد که در آن شهر کلیساها و صومعه دائر کنند و مبلغین مزبور و مسافرینی که برای مقاصد سیاسی یا تجارت به ایران می آمدند در بازگشت کتابهائی در باب ایران می نوشتندو ایران را به اروپائیان معرفی می کردند یا بعضی کتابهای علمی و ادبی ایران را ترجمه می کردند یا بالعکس کتب مقدّس نصارا را به زبان فارسی نقل می کرند چنان که نخستین قسمتی از تورات ب توسط ایشان به زبان فارسی ترجمه شده ترجمۀ زبور داود است که در حدود1043 هجری صورت گرفته ونخستین فرهنگ فارسی به زبان لاتین که چاپ شده در1062 ق . انتشار یافته نخستین لغت فارسی به فرانسه و فرانسه به فارسی در سال 1096 ق . منتشر شده . در نتیجه همین روابط و بیشتر درنتیجۀ توجه اروپائیان به هندوستان که زبان فارسی رسمی آن بود از آغاز قرن سیزدهم هجری توجه خاصی در اروپا نسبت به معارف ایران و ادبیات و زبان فارسی پیدا شد وعدۀ کثریاز دانشمندان هر مملکت به فراگرفتن این فنون پرداخته اند که ایشان را مستشرق نامیدند و تا امروز نسل به نسل مشغول مطالعات خود هستند و خدمات بسیاری به فرهنگ ایران کرده اند که قابل انکار نیست . اولین صرف و نحوی که برای زبان فارسی در اروپا نوشته شده بود به زبان لاتینی در رم در 1023 ق . انتشار یافته . اولین کتاب در باب ادبیات فارسی به زبان لاتینی درلایپزیک (آلمان) در 1023 ق . منتشر شده است ـ اولین فهرستی که به توسط اروپائیان بر کتاب های اروپائی نوشته شده است در1192 ق و در وین به زبان لاتینی چاپ شده است اولین مجموعه امثال فارسی در 1054 ق با ترجمۀ لاتینی در لیدن (هلند) چاپ شده ـ اولین کتاب مستقل فارسی که به زبان های اروپائی ترجمه شده گلستان سعدی است که ترجمۀ فرانسۀ آن در سال 1044 ق . در پاریس انتشار یافته ـ اولین کتاب های مستقل فارسی سه جله شرح احوال اولیای مذهب مسیحی است که در لیدن (هلند) در 1049 ق چاپ کرد انده . توجهی که در ایران نسبت به فرهنگ جدید پدید آمد روز به روز در افزونی بود و موسس عمده این توجه درآذربایجان میرزا عیسی معروف به میرزا بزرگ قائم مقام وزیر و پسرش میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی بودند و این توجه به حدی بود که در سال 1245ق از ایران به پرنس مترنیک صدر اعظم اطریش مراسله نوشتند و از او خواسته بودند نمونه هائی از اسلحه های جدید اتریش برای وی بفرستد که از روی آن در ایران بسازند و در آن زمان کارهای بسیاردر جلب معارف جدید به ایران کردند از آن جمله تعمیم آبله کوبی و مهندسی و توپ ریزی وباروت سازی و ماهوت سازی و نقاشی و رنگ روغن و نظام جدید و تأسیس کارخانه اسلحه سازی بود . دیگر از کارهای ایشان اعزام محصلین ایرانی به اروپا بود که نخستین بار در سال 1245 ق. یک نفر برای تحصیل طب به انگلستان فرستادند و سپس در سل 1231 ق پنج تن دیگر را برای فراگرفتن علوم مختلف به انگلستان روانه کردند . دیگر از کارهای ایشان این بود که در سال 1242 ق . در صدد برآمدند جمعی کثیر از مهاجرین اروپائی را برای آباد کردن و ترقی دادن آذربایجان به آن دیار جلب کنند و وعدۀ مساعدت های بسیار کردند ولی پس از کوشش های چندین سال به واسطه موانع سیاسی کامیاب نشدند. بزرگترین کار ایشان در رواج فرهنگ جدید اهمیت بسیار داشت تأسیس چاپخانه و صنعت چاپ در ایران است . صنعت چاپ سربی در آلمان حدودسال480 هجری به توسط گوتنبرگ مخترع معروف معمول شد . نخستین کتاب عربی که در عالم چاپ شده است طب محمّد بن زکریای رازی است که در سال 915 هجری ق . در ایتالیا چاپ شده و نخستین کتاب فارسی تورانی است که به چهار زبان به خط عبری چاپ کرده اند که یکی از آنها به زبان فارسی است و در 953 هجری ق . در استامبول از چاپ بیرون آمده و اولین کتابی که به خط و زبان فارسی انتشار یافته سیرت مسیح است که در سال 1049 هجری ق . در لیدن از شهرهای هلند چاپ کرده اند . در زمان صفویه چاپخانه به ایران آمد نیز آمده بود چنان که جمعیت مبلغین کرملیط در اصفهان چاپخانه ای داشته اند و ارمنیان جلفا نیز چاپخانه ای برای خط دائر کرده بودند که در سال 1050 کتابی به عنوان «زندگانی اجداد روحانی» در این چاپخانه چاپ شده است و دربارصفویه نیز چندی در صدد آوردن مطبعه فارسی بوده است ولی این کار بی نتیجه ماند . در قلمرو عثمانی مطبعۀ در شهر اسکدار نخست در سال 1135 ق . و در شهر استامبول در 1139 ق ، دایر شد نخستین کتاب فارسی که در عثمانی چاپ شده فرهنگ شعوری در لغت فارسی به ترکی است که در دو جلد در استامبول در سال 1155 چاپ کرده اند . نخستین کتاب فارسی که در هندوستان چاپ شده مجلد اول کلیات سعدی در جلد و دیوان حافظ که هر دودر کلکته در سال1206 انتشار یافت ومجله دوم کلیات سعدی در 1210 ق ، انتشار یافته و نخستین چاپ خط عربی که در آن دیار تأسیس شده در سال 1200 ق بوده است . در مصر اولین چاپخانه در سال 1237 ق . دائرشده و نخستین کتاب های فارسی که در آنجا چاپ کرده اند اول کتابیست که به اسم«مفاتح الدریه فی اثبات قوانین الدریه» در صرف و نحو فارسی که درسال 1242 ق چاپ شده و گلستان سعدی و دیوان حافظ و پندنامه عطار است که هرسه رادر سال 1243 ق با حروف نستعلیق عربی انتشار داده اند . اما نخستین بار چاپ در ایران سال 1199 ق هجری وارد ایران شده ولی از مطبوعات آن چیزی به دست نیست و اولین مطبعه ای که انتشار آن به دست مطبعه چاپ سربی است که در حدود 1227 ق ، در تبریز دائر شده و نخستین چیزی که از مطبوعات آن باقی مانده رساله ای است به نام «فتح نامه» که در یکی از فتح های ایرانیان هنگام جنگ ایران و روس انتشار داده اند و این مطبعه تا سال 1245 ق دائربوده و کتاب چاپ کرده است . بعد از آن چاپخانه سربی دیگر در تهران در سال 1239 ق، تأسیس یافته و نخستین کتابی که انتشار دائه محرق القلوب است که در سال 1239 ق ، انتشار یافته و این مطبعه تا 1270 ق ، کتابی چاپ کرده است . پس از آن چاپ سنگی در تبریز در سال 12580 ق، معمول شده و دستگاه آن را از روسیه آورده اند . نخستین کتابی که به چاپ سنگی در تبریز انتشار داده اند قرآن است که در سال 1250 ق ، چاپ شده چاپ در تهران در سال 1260 ق، دایر شده و اولین کتاب آن حدیقه الشیعه ملااحمد اردبیلی است که در آن سال انتشار یافته است . پس از تهران چاپخانۀ سربی دیگری در اصفهان در 1244 ق،دائر شده و اولین کتابی که در آنجا چاپ کرده اند رسالۀ حسینیه ملا ابراهیم استرآبادی در 1244 ق،است . پس از تهران تأسیس چاپخانه ها در شهرهای دیگر ایران بدین ترتیب است : ارومیه ، شیراز ، مشهد ، ازلی ، رشت ، اردبیل،همدان ، خوی ، یزد ، قزوین ،کرمانشاه ،کرمان ، گروس ، کاشان ، بوشهر، اهواز، زنجان ، ساری . در تهران مطبعه دیگری درحدود سال 1314 ق ، مطبعه سربی در تهران تأسیس شد . دیگر از کارهای بسیار مفید که درآن زمان در معارف ایران کرده اند اقدام به ترجمه کتاب های مفید از زبانهای اروپائی است . چنان چه در سال 1228 ق ، جیمز کمل نام انگلیسی که در زمره همان معلمین اروپائی در آذربایجان بوده تاریخ اسکند را از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه کرده است و ظاهرا ً این نخستین باری است که از زبان های اروپائی به فارسی ترجمه شده و پس از آن تاریخ 1230 ق، محمد علی نام منشی تاریخ پطر کبیر و شارل دوازدهم را که هر دو از کتاب های معروف ولتر است ز زبان فرانسه ترجمه کرده و در سال 1243 ق ،محمدبن عبدالصبور خوئی طبیب رساله آبله کوبی تألیف لودویق قاران را از زبان لاتین به فارسی ترجمه کرده و در 1245 ق ،به چاپ رسیده است . آغاز آبله کوبی در ایران در سال 1228 ق، بوده که جافی کارمک طبیب انگلیسی که از همان معلمین اروپائی مقیم تبریز بوده است در تبریز با این کارشروع کرد پیش از آن ترجمۀ کتاب هائی از عربی به فارسی در تمام ادوار در ایران معمول بوده است مخصوصا ً در قرن دهم و یازدهم در زمان صفویه در ایران و درزمان پادشاهان باری در هندوستان رواج بسیار داشته است پس از سپری شدن این روزگار در توجه نسبت به معارف مدتی در تعطیل ماند و حتی در بعضی موارد دامنه آن قطع شد و بعضی کارهائی را که شروع کرده بودند به انجام نرساندند و شخص محمد شاه و وزیر وی حاج میرزا آقاسی چندان توجهی به معارف نشان نمی دادند . تنها اقدام مهمّی که در این دوره شد این بود که در سال 1260 ق، پنج نفر محصل ایرانی را برای فرا گرفتن علوم جدید به فرانسه فرستادند و بعضی از معلمین اروپائی را در ایران نگاه داشتند ، اقدام مهم دیگر که در این دوره شده این است که نخستین روزنامه فارسی در ایران چاپ شده و اولین شماره آن که دردست است تاریخ محرم 1253 ق، را دارد و عهده دار آن میرزاصالح تبریزی بوده که چندی به سفارت از جانب ایران به لندن رفته و پیش از آن برای تحصیل چندی در انگلستان اقامت کرده بود، این روزنامه در دو ورق بزرگ بقطع رحلی در روی یک کاغذ به چاپ سنگی انتشاریافته و ظاهرا ًاسم خاص نداشته و در صدر آن نوشته شده بود ( اخبار و وقایع در شهر محرم الحرام 1253 ق در دار الخلافه تهران انطباع یافته است ) این روزنامه چنان می نماید که مرتبا ً انتشارنیافته است وشمارۀ دیگری از آن که تاریخ 18 ذیقعده (1254) ق دارد نیز به دست آمده است . در دورۀ صدارت میرزا تقی خان امیر کبیر فراهانی توجه خاص نسبت به معارف ایران پدیدار شد و شخص صدراعظم که خود سفری به روسیه رفته و ترقیات اروپائیان را در معارف جدید دیده بود دلبستگی تام به جلب معارف جدید داشت و 1266 ق یعنی از سال سوم صدارت ود که از امنیت داخله مملکت فارغ شد توجه بسیار به معارف کرد و در آن سال به بنای مدرسۀ دارالفنون مطابق مدارس عالیه جدید اروپا شروع کرد و چون در سال 1267 ق .آن بنای به انجام رسید وسائل افتتاح آن مدرسه را فراهم آورد و چند نفر علمای انگلیسی که در ایران مانده بودند به معلمی آن مدرسه گماشته و برای دروس دیگر معلمینی از دیگر ممالک مختلف اروپا مانند اتریش و لهستان و ایتالیا و فرانسه استخدام کرد و هفت شعبۀ علوم جدید اروپا را که عبارت از پیاده نظام ، طب ، جراحی ،معدن شناسی و دوا سازی بود تأسیس کرد وصد نفر از نجیب زادگان تهران را از هر طبقه برای تعلیم در آن مدرسه اختیار کردند و روز یکشنبه پنجم ربیع الاول 1268 ق . این مدرسه رسما ًافتتاح یافت و سپس به تمام حکام ولایات ایران دستور دادند که از هر شهری اعیان زادگان را برای تحصیل به این مدرسه بفرستند . این مدرسه در مدّت متجاوز از چهل سال با همان اصول دائر بود و خدمات بسیار به فرهنگ ایران کرد و جمعی کثیر از دانشمندان هر فنی را آماده ساخته و نهضت علمی مهمی که در نیمه دوم قرن سیزدهم و چند سال اول قرن چهاردهمم در ایران پیش آمد بواسطۀ مساعی شاگردان همین مدرسه بود و در این دوره هر سال متجاوز از دویست شاگرد در فنون مختلف در آن تحصیل می کردند و در هر زمان عدّه ای از معلمین اروپائی در آن تدریس می کردند . در انتخاب معلمین بصیر و دانا توجه خاصی داشتندو گذشته از علوم سه زبان فرانسه ، روسی و انگلیسی را نیز تدریس می کردند و بعد از چندی فنّ نقاشی و موسیقی را در آن تعلیم می کردند و کتاب های بسیار در هرعلمی چه به توسط معلمین اروپائی و چه به وسیلۀ معلمین و شاگردان ایرانی از زبان های اروپائی ترجمه کرده و در چاپخانه مخصوص مدرسه انتشار داده اند این مدرسه 44 سالی که در زمان ناصرالدین شاه دائر بود دوازده دوره شاگرد فارغ التحصیل بیرون داد و ادوار دوازده گانه آن بدین قرار است: دورۀ اول 1269 ق، دورۀ دوم 1271 ق، دورۀ سوم 1272 ق، دورۀ چهارم 1274 ق، دورۀ پنجم 1278 ق، دورۀ ششم 1282ق، دورۀ هفتم 1284 ق، دورۀ هشتم 1288 ق، دورۀ نهم 1291 ق، دورۀ دهم 1297 ق، دورۀ یازدهم 1303 ق، دورۀ دوازدهم 1309 ق. در این مدّت شانزده معلم ایرانی و بیشت و شش معلم اروپائی در ادوار مختلف آن تدریس کرده اند حد وسط عده شاگردان آن در هر سال نزدیک به 270 نفر بودند هزار و صد نفر فارغ التحصیل از آن بیرون آمده اند شاگردان مدرسه نیمه شبانه روزی بوده اند بدین معنی که ناهار را در مدرسه می خوردند و تمام مخارج تحصیل و ناهار را دولت می پرداخته و از شاگردان حقیّ نمی گرفته و حتی کتاب های چاپ مدرسه را نیز مجانا ً به شاگردان می داده است دیگر از کارهای مهم میرزا تقی خان امیر کبیر در پیشرفت معارف ایران تأسیس روزنامۀ مرتب بود که اخبار سیاسی اجتماعی و علمی ایران و اروپا را منظم انتشار می داد مدیریت این روزنامه با حاج میرزا جبارناظم المهام خوئی و مباشرت آن با برجلیسی انگلیسی بود و شمارۀ اول آن به اسم روزنامۀ وقایع التفاقیه در روز جمعه چهارم ربیع الثانی 1267 ق انتشار یافته این روزنامه بقطع رحلی مرتبا ً هفته ای یک بار منتشر می شد و عده صحایف آن را ابتدا چهار و بعد هشت صفحه و گاهی بیشترشد در مطبعۀ سنگی چاپ می کردند از شماره 472 مورخ 28 محرم 1277 ق،آن را مصّور کردند و تصاویر آن راازمیرزا ابوالحسن غفاری نقاشی معروف آن زمان بود از شمارۀ 472 مورخ 19 صفر 1277 ق ، به اسم (روزنامه دولت علیه ایران) درآمد تا بالاخره در 1288 ق، تعطیل شد و به جای آن روزنامه ایران به مدیریت محمد حسن خان اعتمادالسلطنه منتشر شد که تاریخ شمارۀ اول آن یکشنبه یازدهم محرم 1288 ق، است و آن روزنامه پس از مرگ محمد حسن خان اعتماد السلطنه به محمد باقرخان اعتماد السلطنه سپرده شد و مدتی در زمان مظفرالدّین شاه نیزانتشار یافت و تا 1324 ق چاپ شد ترقی عمده معارف ایران در این دوره بیشتر از سال 1272 ق است چون علیقلی میرزا اعتضاد السلطنه یکی از بزرگترین دانشوران و دوست داران علمای آن زمان بود و از آغاز تأسیس مدرسۀ دارلفنون ریلست آن را داشت به وزارت علوم برقرار شد و وزارت خانۀ خاصی برای رسیدگی به امور معارف در ایران تأسیس کردند ، اعتضاد السلطنه گذشته از این که خود محیط به معارف قدیم جدید بود با بزرگترین علمای زمان شب و روز معاشرت می کرد و به منتهی درجه علم و معرفت را دوست می داشت به همین جهت در زمان وی معارف ایران ترقی بسیار کرد و حتی در قبول تمدن اروپا قدم های بلند برداشت چنان که در 1274 ق . تلگراف را در ایران تأسیس کردند و وزارت تلگراف ضمیمه وزرات علوم شد و در 1280 ق در دربار اداره مخصوص به اسم دارالترجمه برای ترجمه از زبان های اروپائی تأسیس شده و سال بعد میرزا ابوالحسن نقاش باشی رئیس دارالترجمه مدرسه نقاشی مجانی در تهران تأسیس کرد در سال 1283 ق حاج میرزا حسین خان مشیرالدوله صدراعظم ایران شد و وی نیز علاقه مفرط به جلب معارف جدید داشت به همین جهت مساعی خود رابا کوشش های اعتضاد السلطنه توأم کرد و این دو مرد بزرگ جنبش واقعی در معارف ایران فراهم کردند و تمام دانشمندان و علمای متجدد آن عصر را به کار گماشتند و کارهای بزرگی که اساس ترقیات ایران بود از پیش بردند چنان که در 1290 ق، مدرسه مجانی به اسم مکتب مشیریه برای تدریس زبان های خارجی به مدیریت محمد حسن خان اعتمادالسلطنه انتشار دادند و در 1293 ق .نخستین بیمارستان جدید را به سبک بیمارستان های اروپا به ریاست مرحوم دکتر میرزاعلی اکبرخان نفیسی ناظم الاطباء تأسیس کردند و در همین سال حفظ الصحه ای مرکب از اطبای ایرانی و اروپائی تشکیل دادند و نیز پست را در ایران به ریاست مرحوم حاج میرزا علی خان امین الدوله دائر کردند و اولین تئاتر ایرانی را به کمک محمد حسن خان اعتمادالسلطنه و میرزا علی اکبرخان مزین الدوله نقاش باشی دائرکردند و در همان سال مجلسی ب هاسم «مجلس تألیف کتاب رجال» ازنخبۀ دانشمندان ایران مرّکب از یک مدیر و سه عضو و دو مترجم و یک دبیر و چهار پیشخدمت و فرّاش تشکیل دادند که تا مدّت های مدید دائر بود و بعد به اسم «مجلس تألیف نامه دانشوران» معروف شد و مجلدات هفت گانه نامه دانشوران که شامل احوال بزرگان علمای ایران و اسلام است و جلد هفتم آن در1324 ق انتشار یافته از کارهای آن مجلس است و در همینسال موزۀ سلطنتی ایران ترتیب یافت و نیز در 1293 قمدرسۀ دولتی دیگری نیز در تبریز با معلمین اروپائی و ایرانی تأسیس کردند که پس از مدرسۀ دارالفنون دومین مدرسۀ جدیدی بود که در ایران تشکیل شد . در آبله کوبی را توسط اطبای حافظ الصحه که در تمام شهرهای ایران به خدمت گماشته بودند عمومی کردند و در 1300 ق مدرسه نظامی اصفهان به اسم مدرسۀ همایونی و در 1302 ق مدرسۀ نظامی تهران را تأسیس کردند و معلمین فرنگی و تحصیل کردگان دارالفنون را به معلمی آن گماشتند توجه دیگری که در این مدت نسبت به معارف می کردند توجه خاصّی نسبت به جراید بود چنان که نخستین مجلات علمی ایران در این دوره تأسیس شده . در تاریخ اول شعبان 1280 ق شماره اول روزنامه ای به اسم «روزنامۀ علمیه دولیت علیه ایران» انتشار یافت که روزنامه ماهیانه بود و مقالات آن را به سه زبان فارسی، عربی و فرانسه می نوشتند واغلب آن مقالات را اعتضادالسلطنه خود می نوشته و این روزنامه تا شماره 53 در تاریخ اول شوال 1287 ق منتشر شده سپس در14 ربیع الاول 1283 ق .روزنامۀعلمی دیگر به اسم «روزنامۀ ملتی» به توسط اعتضاد السلطنه انتشار یافت که تا شمارۀ 34 مورخ 20 جمادی الآخر1287 ق منتشر شد در 1296 ق حاج میرزا حسینخان مشیرالدوله «روزنامۀ نظامی» را برای آگاهی نظامیان در تهران تأسیس کرد و روزنامۀ دیگری درهمین فنّ و در همان سال به اسم مریخ انتشار داد در 1293 ق روزنامۀ دیگری به اسم (روزنامه علمی) در تهران تأسیس شد و از آن پس تا مدتهای مدید وزارت معارف ایران عهده دار روزنامۀ دانش خوانده می شود شمارۀ نخستین آن در 23 رجب 1299 ق منتشر شده و سپس به اسم روزنامۀ معارف نامیده شد و شمارۀ اول آن در شعبان 1316 به توسط انجمن معارف تهران انتشار یافته است در این دوره عده جراید فارسی درایران و خارج ازایران دائما ً رو بتزاید بود چنان که در 1262 ق جام جمشید در بمبئی و جام جهان نما در کلکته و چابک دربمبئی و سکندر در کلکته و لودیانه اخبار در کلکته و در 1275 ق «روزنامۀ تبریز» در تبریز و در 1288 ق مرآت السفرو مشکوه الحضر درتهران و در 1289 ق فارس در شیراز و در 1292 ق اختر در استانبول و در 1293 ق در روزنامه به اسم La Palrie در تهران و در 1295 ق اطلاع در تهران و در 1296 قمری روزنامه به اسم (تبریز) در تبریز و فرهنگ در اصفهان و در 1297 ق ( جریده تجارت ) در تهران و در 1300ق شریف در تهران شامل احوال رجال دربار ایران و تصاویر ایشان بقلم میرزا ابوتراب غفاری و میرزاموسی نقاش و اردوی همایون در تهران و مدرس فارسی در بمبئی و در سال 1301 ق مدنیّت درتبریز و در 1302 ق مفرح القلوب در کراچی و روزنامه فرانسه ای به اسم Perse Echo de قانون در لندن به توسط اعتماد السلطنه در تهران و در1306 ق روزنامه ای به اسم « شاهسود » در استانبول و سیدالاخبار در حیدرآباد دکن و در 1307 ق روزنامه قانون درلندن به توسط میرزا ملکم خان و در 1308 ق ناصری دربمبئی و در 1310 ق حکمت در مصر و در 1311 ق ناصری در تبریز حبل المتین در کلکته تأسیس شده است . اولین مدرسۀ دخترانه که در ایران تأسیس شد درهمین دوره بود یعنی در سال 1315 ق در قریه چالیاس از توابع کرمان مدرسۀ دخترانه ای افتتاح یافت و نیز در این دوره ترجمه از زبان های اروپائی چه درعلوم و چه در ادبیات به حدّکمال خود رسید و در هر رشته کتب بسیار مفید و و جالب توجه با بهترین زبانی از زبان های اروپائی ترجمه کرده اند وعده کثیری از دانشمندان در ایران بوده اند که آثار برجسته از مساعی خود گذاشته اند مانند میرزا جعفر خان مشیرالدوله و حاج میرزا عبدالغفار نجم الدوله و میرزارضای معروف به دکترمعلم دارالفنون و میرزا کاظم محلاتی معلم فیزیک وشیمی وعلیخان ناظم العلوم و دکتر محمد خان کرمانشاهی و میرزا علی دکترو میرزا علی اکبر خان ناظم الاطباءو میرزاعلی اکبر خان مین الدوله و محمد حسن خان اعتماد السلطنه و جلال الدین میرزای قاجار و حاج محمد طاهر میرزای قاجار و میرزا ابوالحسن خان دکتر و رضا قلی خان هدایت امیر الشعراء و و میرزا محمد تقی خان سپهر لسان الملک و سلیمانخان مهندس وآقا خان مهندس و میرزا ابوالقاسم سلطان الحکماء و میرزا بابای حکیم باشی و میرزا سیدرضی حکیم و میرزا جعفر قراجه داغی و میرزا نظام الدین مهندس خانم الممالک و میرزا محمود خان نجم و میرزا عباس خان مهندس باشی و میرزا عباس خان مهندس باشی و میرزا محمد عبدالوهاب قزوینی و فرهاد میرزامعتمد الدوله . اقدام مهم دیگری که دراین دوره شده فرستادن 47 نفر شاگرد برای تحصیل فنون مختلف به فرانسه در سال 1275 ق بود که مخصوصا ًایشان را از میان بهترین شاگردان دارالفنون اختیار کردند و این عده کثیر روز ششم محرم 1276 ق وارد پاریس شدند وهریک در فن خاصی به تحصیل پرداختند و پس از چندی که یک یک به ایران برگشتند چه درعلم و چه درصنایع در رشتۀ خود کارهای مهم از پیش بردند و در حقیقت اساس نهضت فکری ایران را ایشان آماده کرده بودند. دورۀ چهارم نهضت معارف ایران در سال 1316 بود که مرحوم میرزاعلیخان امین الدوله صدراعظم و مرحوم جعفرقلیخان نیرالملک وزیر معارف بودند این هردو مرد نامی توجه خاصی نسبت به معارف ایران داشتند به همین جهت گروهی از معارف پروران طهران را گردخود جمع کردند و در ماه شعبان 1416 ق . با حضور صدراعظم و وزیر علوم مجلس ترتیب دادند به اسم «انجمن تأسیس مکاتیب علیه ایران» که بعدها به اسم انجمن معارف معروف شد و نظامنامه ای شامل بیست فصل درهمان مجلس ترتیب دادند و تأسیس مدارس ملی جدید و ایجاد وسائل تعمیم معارف جدید را در وجهه همت خود ساختند و اعضای این انجمن به جز صدر اعظم و وزیر علوم میرزا نصراله خان مشیرالدوله وزیر امور خارجه میرزامحمد خان احتشام السلطنه و حاج مهدی فلی خان مخبرالسلطنه و میرزا سیدمحمد طباطبائی معروف به سنگلجی و میرا سید حسین خان نظام الحکماء و میرزا کریم خان منتظم الدوله سردار مکرم و سردارفیروز رئیس آجودانباشی توپخانه و حتج میرزا حین رشدید و شیخ مهدی کاشانی معروف به مظفری و دکتر عنایت الله خان بودند . برای آغاز کاردر باغ بهارستان به سرپرستی و ریاست صدر اعظم گاردن پارتی تشکیل دادند و عایدات آن را به مصرف تأسیس چند ماه کمک خرج بدهد . مدارسی که در این زمان تأسیس شد عبارت بود از مدرس علمیه به توسط احتشام السلطنه مدرسۀ شرف به توسط ناظم الاطباء ، مدرسۀ رشدیه توسط امین الدوله و مدیریت حاج میرزا حسن رشدیه ، مدرسۀ سادات به توسط حاج سیف الدوله و مدیریت حاج میرزا یحی دولت آبادی مدرسۀ افتتاحیه به توسط مفتاح الملک ، مدرسۀ اسلام به توسط میرزا محمد طباطبائی مدرسۀ اقدسیه به توسط میرزا شکرالله خان مترجم الدوله و مدرسۀ تربیت به توسط دکتر عنایت الله خان و مدرسۀ خیریه به توسط منظم الدوله و بعد ازچندی میرزا رضا خان دانش ارفع الدوله سسفیر ایران در پطرزبورک مدرسۀ دیگری به اسم دانش در طهران تأسیس کردند که مدتها در جزو مدارس ابتدائی دولتی اقی ماند . از این مدارس بعضی مانند شرف و رشدیه وسادات و خیریه مجانی بود و بعضی دیگر شهریه مختصری که در ما از پنج قران تجاوز نمی کرد از شاگردان می گرفتند . عدۀ از این مدارس هنوز دائر مانده است . این انجمن روزنامه معارف را هم چنان که پیش از این اشاره شد تأسیس کرد و در ضمن در 8 جمادی الثانیه 1317 اساس «کتابخانۀ به اسم کتابخانه ملی مرکزی ایران» نهادند و هریک از اعضای انجمن مقداری بیش یا کم کتابخانه مزبور دادند که پس از چندی منحل شد و دیگر اقدام ایشان تأسیس شرکتی به اسم «شرکت طبع کتب» بود که بعضی از کتاب های مفید چاپ کرد و نیز هر یک ازاعضاء که می توانستند کتاب هائی ابتدائی برای مدارسی که تأسیس کرده بودند تألیف و چاپ کردند که تا مدتهای مدید درمدارس ایران رایج بود . درهمین اوان وزارت امور خارجه ایران مدرسه علوم سیاسی طهران را در 1317 ق تأسیس کرد و دو سال بعد یعنی در 1318 ق . مدرسۀ فلاحت مظفری به مدیریت یک نفر متخصص بلژیکی در طهران تأسیس شد در این میان اروپائیان نیزاز دولت ایران اجازه یافته بودند که در بعضی شهرای ایران مدارس دخترانه و پسرانه دائر کند و تاریخ افتتاح مدارس مهم ایشان بدین قرار است در 1256 ق مدارس مبلغین لازاریست فرانسوی در تبریز و جلفا و ارومیه و سلماس در 1287 ق مدرسۀ سن لوئی طهران به توسط لازاریست ها در 1282 ق دوپل فرانسوی در ارومیه و سلماس و تبریز و اصفهان در 1289 ق مدرسۀ امریکائی در طهران در 1322کالج انگلیسی در اصفهان در 1334 ق مدرسۀ پسران ستارۀ صبح به توسط لازاریست ها در اصفهان در 1339 ق مدرسۀ دخترانۀ ژان دارک به توسط خواهران سن ونسان دوپل در طهران برای نمونه تشکیلات مدارس ملی در آن زمان جزئیات مدرسه مجانی شرف طهران را یادداشت می کند : این مدرسه شامل چهار سال بود و هر کلاس آن به اسم خاصی خوانده می شد : الفبا خوان فارسی خوان عربی خوان ریاضی خوان از این قرار چهار سال ابتدائی را داشته است عدۀ شاگردان چهار سال آن در میان 210 و 270 بوده رئیس آن مرحوم میرزا ابراهیم خان آجودان باشی توپخانه سردر نظام و ناظم آن مرحوم میرزا ابوالفضل خان خواجه نوری بود معلم ریاضی از آغاز تأسیس میرزا عبدالرزّاق خان مهندس ، از 4 صفر 1318 میرزا خان سر تیپ مهندس الملک و از 28 ربیع الاول 1318 مهدی خان سر تیپ پسر مرحوم ملک الشعراء محمود خان معلم عربی آن شیخ محمّد رفیع معلم فارسی و سیاق میرزا علی اکبر خان و معلم الفبا حاج میرزا محمّد علی و از سوم ربیع الاول 1219 ق میرزا علی ، طبیب حافظ الصحه میرزا سید محمّد معاونین معلمین هشت نفر ، پیشخدمت 3 نفر، فراش 2 نفر، دربان و سرایدار یک نفر موذن یک نفر روی هم رفته 12 نفر عضو داشته که روز به روز حضور و غیاب معلمین و شاگردان و وقایع مدرسه را در آن مدیر و ناظم به خط خود می نوشتند و مهر می کرده اند و سه مجله از این دفاتر از ذیحجه 1317 ق تا شنبه 21 ذیحجه 1320 ق در کتابخانه فنی وزارت فرهنگ ضبط است .
|