|
بهداشت و سلامت -
تاریخچه
|
|
چهارشنبه ، 2 ارديبهشت 1388 ، 03:29 |
|
در کتب و مجلات علمی طبی از «ایندرید از تیک» به عنوان یک گاز سمی خطرناک نام برده شده بود . ولی این امر مانع آن نبود که دارو ساز جوانی « همفری دیوی» آزمایش ها و مطالعاتی روی این گاز به عمل آورد . شاگرد دارو ساز در آزمایشگاه کوچکی مقداری « انیدریدازتیک » بدست آورد و آن را در بالنی داخل کرد و سپس با احتیاط فراوان استشمام کرد زیرا تصور می کرد که این گاز کشنده است . ولی چسزی حس نکرد ، برای سومین بار بوئید وبا کمال تعجب مشاهده کرد هنوز زنده است . برای چهارمین بار یک نفس عمیق آنرا بوئید و احساس کرد که برفراز دیرها در پرواز است ! در این حالت سر مستی و بیخودی صدای غرشی عظیم به گوش رسید . به نظر می رسید که اشیاء اتاق بطرز غول آسائی بزرگ شده در حال محو شدن است . سپس ملاحظه نمود که احتیاج مبرمی به خندیدن دارد و دلش می خواهد بخندد ، به طوری که قدرت مقاومت از او سلب شده بود: بنا کرد قاه قاه خندیدن ، خوشبختانه در این موقع بالن از دستش افتاد و خرد شد ! چون به خود آمد گفت چه گاز عجیبی ! این گاز خنده آور است ، سپس تصمیم گرفت کاغذی برداشته مشاهداتش را یادداشت کند ولی در این موقع مشاهدات او به صورت شعر بوی الهام شد! در حالی که خود راغرق حیرت و تعجب بود این اشعار را یاد داشت کرد : درهیچ رویای وحشتناکی به نظیر چنین شعله های مسرت انگیز برنخورده ام ! قلبم از شعله ناپاکی می سوزد و اعضای بدنم را شجاعت قهرمانان فراگرفته است ! گونه هایم را هزاران تب گداخته دارد و چشمانم از هوس و تمنا می درخشد ! چقدر سینه ام سبک و توانا است ! من با تمام قوا به هم پیچیده شده ام ! این شعر از نوجوانی نوزده ساله ، بهتر از هرتجزیه و تحلیل علمی و خواص این گازو مستی محرکی راکه از استشاق و جذب پروتوکسید ازت به انسان دست می دهد تشریح کرده است و این خواص عبارتند از : ازدیاد حس اعتمادبه نفس و حساسیت شدید حواس و غیره ...
|