|
ارقامی چند اسکلت بدن انسان مجموعا ً از 243 قطعه استخوان تشکیل شده است که به وسیله س 150 مفصل به یکدیگر ارتباط می یابند . مجموع عضلات بدن غیر از تعدادی عضله مجزا و مخصوص بالغ بر سیصد تا چهارصد وپنجاه جفت است ( مثلا ً هر عضله با قرینه ای در پای دیگر دارد و همچنین عضلات صورت ، گردن ، سینه ، شکم وغیره ) . قلب که عضله تقریبا ً به حجم مشت گره کرده است در هر روز به طور متوسط 000 . 110 بار می زند و مانند تلمبه ای در حدود 520 . 10 لیتر خون را در بدن به جریان می اندازد نیروئی که برای تلمبه زدن این مقدار لازم است معادل نیروی یک موتور برق است که آسانسوری را با سه مسافر و به ارتفاع 100 متربالا ببرد . نکته ی قابل ذکر این است که موتور قلب لاینقطع و بدون استراحت قادراست . دربعضی موارد متجاوزاز یک صد سال کارکند . خون برای گردش در سراسر بدن از رگها عبور می کند . طول رگهای بدن انسان در حدود 000 . 560 هزار کیلومتراست یعنی مسافتی معادل یک برابر و نیم مسافت میان کره ی زمین و کره ی ماه . تعداد گلبولهای قرمز و سفید خون بالغ بر 25 تریلیون (250.000.000.000.000)است اگر این گلبولها را روی هم قرار دهند طول آن در حدود 37.500 کیلومتر یعنی فقط کمتر از مدار زمین در خط استوا خواهد شد . در کلیه های هرانسان در حدود 200 میلیون کانال بسیار باریک وجود دارد که اگر آنها را به هم وصل کنیم لوله ی نازکی به طول 100 کیلومتر به دست می آورد درکلیه ها هر روز پانصد لیتر خون تصفیه می شود . ریه ها هر روز 560 تا 700 لیتر اکسیژن به خون می رسانند . این اکسیژن در حفره های ریز ریه جذب می شود . تعداد این حفره ها در حدود 350 میلیون است و سطح آنها بالغ بر 150 متر مربع یعنی 75 برابر سطح تمام پوست بدن است . سطح پوست بدن بین 1.5 مترمربع تا 2 متر است . درهر سانتی مترمربع از پوست بدن یک صد غده که عرق بدن را دفع می کند وجود دارد و بدین ترتیب درتمام سطح پوست میان یک میلیون و نیم تا دو میلیون غده وجود دارد . ضمنا ً ددرهمین مقدار پوست به طول یک متر رگهای ریز (عرق شعریه ) به طول چهار متر عصب و بیش از5.000 متر عصب حساس وجود دارد که از این مقدار 200 عصب احساس درد می کند و باقی احساسات دیگر را دریافت می دارند . به طور متوسط درپوست میان ی3 تا 4 میلیون نقطه ی حساس وجود دارد . در نوک انگشتان درهر سانتی متر مربع 2.300 نقطه ی حساس که حس لامسه را درک می کند قرا گرفته است . طول روده ی کوچک 8 متر و قطرآن سه سانتی متراست . ضخامت جدار این روده بین 2 تا 3 میلیمتر است . در سانتی متر مربع از روده 3 تا 4 هزار بر آمدگی کوچک وجود دارد که در نوک هریک از این برآمدگی ها 3.000 سلول قرار گرفته است . هر یک از این سلولها یکصد لوله برای مکیدن دارند این لوله ها از یک میلیارد متجاوز است و به وسیله ی آنها مواد غذائی جذب شده از مجرای خونبه بدن می رسد . طول روده ی بزرگ 1.5 متر و قطر آن حدود 10 سانتی متراست . جداراین روده صاف است . درمغز تعداد 14 میلیارد« نورون» یک سلول عصبی وجود دارد طول مجموع این اعصاب بالغ بر 48.000 کیلومتر یعنی دوازده برابر طول خط استوا و یک برابر و ربع طول مسافت از زمین تا کره ماه است . درشبکیه ی چشم 75 میلیون سلول مخروطی شکل وسلولهای دیگر وجود دارد و تمام آنها به انتهای عصب وصل است . این اعصاب اشکال را به مغز منتقل کرده حس بینائی را یه وجود می آورند . درهر گوش برای شنوائی یا حس سامعه 24.000 واحد عصبی گرد آمده است . بدن انسان ساختمانی بسیار شگفت انگیز و در عین حال سخت پیچیده و بغرنج است و نیرومندی که به این بدن حرکت و جان می دهد بغرنج تر و شگفت انگیز تر از آن . از سیصدسال پیش مطالعات عمیق و تجزیه و تحقیق تا حدودی مارا با رمز زندگی آشنا ساخته و تا حدودی به اسرار آن پی برده ایم . آنچه مسلم است علم درمورد نسجها و اعضای بدن و ابهامی باقی نگذاشته است. از طرف دیگر علوم جدید روبوتیک وسیبرنتیک (علوم ساختن آدمهای مصنوعیو دستگاههای خودکار و غیره) نیز به طور غیر مستقیم امکان آشنائی با نیروی محرکه ی بدن یعنی روح و جهان را در مراحل ابتدائی فراهم آورده است زیرا این علو م سعی می کنند حتی المقدور حقیقت و طبیعت را تقلید کنند و از روی مدل انسان دستگاههائی که بتوانند خود بخود بعضی ازکارهای انسان را انجام دهند به وجود آورند . مقایسه ی این دستگاههای خودکار با مغز انسان از نظر علمی نسبتا ً سهل تر است . البته ممکن است یک جرثقیل بزرگ الکتریکی را از نظر کلی با بازوی انسانی مقایسه کرد . مثلا ً نیروی عضلات جای خود را به موتور مولد برق می دهد ، پی ها با کابل ها فلزی ، استخوان بندی با بازوهای فلزی جرثقیل و سایر قسمتهای پولادین آن مقایسه می گردد . این مقایسه در حدود خود امکان پذیر است ولی مقایسه ی یک ماشین حساب الکترونیک با مغز و اجزای دستگاه مزبور با سلولهای عصبی بیشتر قابل قبول است . با تحقیق و توجه در اجزای یک دستگاه الکترونیک امروزه دانشمندان به یک فرضیه ی پسیکو ـ فیزیولوژیک (روانی ـ وظایف العضائی)درباره ی قوه ی حافظه که البته هنوز در مراحل اولیه تحقیق و تتبع است رسیده اند . ولی به طور کلی مقایسه و مطالعات قادر نیست برای بشر مجهول روح یا نیروئی را که به جسم حرکت و قوه ی ممیزه و شعور میدهند کشف سازد . آنچه مسلم است برا فهم این رمز در وضع فعلی دریچه ای گشوده شده است و کوره راهی باز شد که شاید روزی به شاه راه منتهی گردد. در امریکا علم جدید پایه گردیده است که آن را بیوتیک نامیده اند . این نام از دو کلمه ی بیولوژی (علم الحیات) و الکترونیک (علم پدیده های الکترون) ترکیب گردیده است و همانطور که از این نام پیدا است هدف بیوتیک ایجاد ماشینهائی است که با تقلید کامل از طبیعت جانشین موجود انسان زنده گردند . یک از مشکلات اولیه در راه رسیدن به این هدف ساختن اجزائی از ماشین است که قادر باشند جای «نورون ها» یعنی سلول های عصبی را بگیرند و شعور و حافظه داشته باشند .طبیعی است که بشر به این رمز دست یافت تا حدودی به شکل روی مسئله و زندگی نیز پی خواهد برد . بدنیست باز توجهی به ترکیب قسمتهای مختلف بدن کنیم و اوزان بعضی از اعضا را در نظر بگیریم . شاید مشکل بتوان باور کرد که وزن تنه ی انسان از یک چهارم کل بدن کمتر است . پاها (ران ـ ساق ـ پا ) در حدود شش بر ابر دستها (بازوها ـ ساعد ـ دست )وزن دارند . وزن دست ، کمی کمتر از نصف وزن پا است . باید افزود که یک مرد بالغ که وزنش هفتاد کیلوگرم باشد مغزش درحدود 1375 گرم وزن دارد . قلبش 300 گرم ، کبدش 1600 ، کلیه هایش هریک 160 گرم و طولش 165 گرم وزن خواهند داشت . از نظر وزن مخصوص(نسبت وزن یک جسم به وزن آب مقطر 4 درجه) استخوان وزن مخصوصش 19 می باشد . گوشت و پی وزن مخصوص تقریبا ً معادل وزن اب دارند یعنی مخصوص آنها یک است . چربی برعکس آنها سبک تر از آب است و وزن مخصوصی آن 92% است بنابراین بدن اشخاص چاق بهتر بر روی آب می ماند بر عکس اشخاص لاغر اندام استخوانهای درشت دارند به زیر آب فرو میروند . با آنچه گذشت این طور می توان نتیجه گرفت که بدن انسان زنده دارای اعضائی است که ساختمان ، اندازه ها و ترکیب شیمیائی آنها به خوبی شناخته شده است و نیروی محرکه ای به نام این جسم زندگی می دهد که جزئیات و حقیقت آن هنوز برما مجهول مانده است . به عبارت دیگر علم و فهم بشر هنوز به چگونگی زندگی سلولهائی که بدن انسان از آنها تشکیل شده است پی نبرده است ولی شکل و ترکیب و جزئیات ساختمانی این سلولها را به خوبی شناخته است . بشر در حال حاضر با نهایت جدیت و فعالیت مشغول تحقیق و مطالعه در چگونگی این موجود زنده ذزه بینی است و امید می رود که این رمز بزرگ حل شود یعنی درحقیقت به رمز خلقت پی ببرد .
|