|
فلسفه -
پیدایش
|
|
چهارشنبه ، 29 مهر 1388 ، 01:49 |
|
الف ـ فلسفۀ هند ارتباط کاملی با دیانت دارد زیرا قدرت الهی را مصدر و سرچشمه تمام اصول و ادیان و قواعد اجتماعی میدانند . دیانت قدیم هند عبارت از دو مذهب کیش برهمن و بودائی بوده است. الف ـ اصول و قواعد برهمائی در قوانین (مایو) که اساس وشالودۀ این کیش را پی ریزی نموده ذکر شده است . بنای فلسفۀ مایو بر اساس طبقاتی قرار گرفته ییعنی جامعه را به طبقات مختلف تقسیم کرده و این تقسیم را اراده خدایبزرگ برهما دانسته است . دراین تقسیم کهنه پیشوایان مذهبی را در درجۀ اول ـ جنگ آوران یعنی سربازان را در درجۀ دوم و زارعین و برزگران را دردرجۀ سوم و بندگان را در پائبن ترین درجه اجتماعی قرار داده است. پیشوایان مذهبی برهما قسمت عمده عالیه و نفوذ را به خود اختصاص داده اند چنانکه به کلی مقدس و مصون از هرنوع ترس هستند. نفوذ و قدرت آنان بستگی به طبقه جنگجویان دارد که از مقام آنان دفاع کنند طبقات سوم و چهارم از آزادی و حقوق مدنی محروم و طبقه اول و دوم مانع پیشرفت و نفوذ دو طبقه پائین می باشند به طور خلاصه بنای نظامات سیاسی کیش بر همائی بر استبداد برهما نسبت به سایر طبقات استواراست .. ب ـ بودائی : بنای اصول و قواعد بودائی کاملا ً بر عکس بر همائی بر مساوات بین افراد است زیرا خلاصه تعلیمات «ساکیامونی» موسس این کیش از لحاظ دینی بر الغای نظام طبقاتی و خاتمه دادن به پیشوایان مذهبی اتس . ولی فلسفۀ بودا با وجود مساواتی که از لحاظ دیانت اعلام نمود در طریق سیاست قدم نگذارده است بلکه فقط متوجه آخرت و جهان اخروی است تنها نظر ایجاد ملتی خداشناس و آخرت طلب بوده است . از این رو هندیهای قدیم جاهل با اصول حاکمیت ملی و استقلال قومی بودند.
|