|
فلسفه -
فلسفه ی عصر جدید
|
|
يكشنبه ، 10 آبان 1388 ، 08:03 |
|
گیوم دوکام GuillaumeD,ocam 1280 -1348 هیچ متفکر مسیحی دیرگی از قرون وسطی به اندازۀ گیوم دوکام نتوانست بسیاری از افکاری را که مورد قبول زمان خود بودند از اعتبار بیاندازد . وی می خواست فکرکردن را به مردم بیاموزد وتعلیمات او درایجاد یک اخلاق غیر مذهبی دردولت و کاستن نفوذ کلیسا در اجتماع و به وجود آوردن تعبیر جدیدی از دنیای جسمانی سخت مؤثر افتاد . هرچند این نتایج مورد مخالفت اشخاص و اوضاع قرارگرفت ولی دوکام را باید یکی از کسانی که پیوند میان فلسفه و الهیات را گسیخته اند تلقی کرد. در مبارزه بین ژان بیست و دوم و امپراتور لوئی دوبایر ، اوکام که با مارسیل دوپادوهمکاری میکرد از حقوق حکومت غیر مذهبی دربرابر دعاوی پاپ دفاع نمود و دربرقرای فرضیۀ جدید تجزیۀ کلیسا و دولیت سهیم گردید. اوکام اولویت روش منطقی را درتمام نظامات اعلام و هرگونه سعی برای گریختن از سیطرۀ عقل را تخطئه میکرد ولی عرصۀ عقل را هم محدود می نمود . یا تفکیک کردن اصولی الهیات فلسفه و ایمان و عقل ، هرگونه رابطه بین شناخت خدا و شناخت جهان را نیز از میان برد. و به عقیأدۀ او نه تنها حقایق مکشوفه ، بلکه حقایقی که از حدود تجربه برترند مانند – وجود خدا و معنویت و روح – ازایمان سرچشمه میگیرند و خارج از حیطۀ عقل هستند برخاست و حتی اظهار نمود که یکتا پرستی از وجود اولی مشتق میشود نه ازعلت فاعلی اولی و او عقیده تومیستی راجع به کائنات و عقیدۀ اوگوستنی به مثل جاودانی که نمونه ها و معیارهای جهان را در عمق جوهریزدانی به وجود می آوردند رد می کرد . و به طور ساده و محض منکر فایده و ارزش تفکرات پیشوایان بزرگ کلیسا بود و نیز ادعا می کرد که اخلاق مستقل ازعلم ماورالطبیعه است .
|