|
فلسفه -
دنیای اسلام
|
|
پنجشنبه ، 7 آبان 1388 ، 07:47 |
|
ابن رشد 1126- 1198 بعد از ترجمه ای که از کتاب محمد ابن احمد ابن محمد ابن رشد از عربی به لاتینبه عمل آمد ، این فیلسوف بزرگ اسلامی مدت دویست سال متفکرین مسیحی را تحت نفوذ فکری خود قرار داد. درواقع ابن رشد عقیده داشت که یک حقیقت ابدی وجود دارد که بسته به سطح فکر ، ممکن است به دو طرز مفهوم گردد . یکی ازراه وحی و الهام بوسیلۀ قرآن و دیگری از راه شناخت طبیعی به کمک ارسطو و فلاسفۀ دیگر ، و نیز او به حقیقت دو گانه ای قائل بود بدین معنی که یک قضیه ممکن است از لحاظ علم الهی صحیح و از لحاظ فلسفی غلط باشد و بالعکس. فلسفۀ ابن رشد دردنیای مسیحی در سدۀ سیزدهم میلادی و به ویژه در دانشگاه پاریس ، موقعی که سیرژدوبرابانت آنجا را اداره می کرد پیشرفت نمود . به عقیدۀ ارنست رنان دو نظریۀ فلسفۀ ابن رشد را خلاصه می کند ، یکی ابدیت ماده و دیگری فرضیه فهم و درک و این هردو فکرابن رشد سخت به هم بستگی دارند و او ، آنها را از نظر علم کائنات وهم از نظر تاریخ طبیعی انسان بسط و توسعه داد . مدرکه فعال یک قسم روح زمینی و روح بشریت و منبعی است که هرهوشی از آن سرچشمه می گیرد درنتیجه این مدرکه که ابدی و لایزال است ، چون که از نظر علم کائنات این یک هوش جهانی وازلحاظ روانی عقل مشترک و نوع انسان است ، پس این ابدیت تعاق به نوع دارد نه به فرد . ابن رشدبا اقتباس نظریه از ابن سینا این روح جهانی را با ابدیت ترتیب بر نظرات ایده آلیست های جدید پیشی می گیرد . فلسفۀ ابن رشد فلاسفۀ یهودی قرون وسطی را شدیدا ً تحت تأثیر قرار داد و نظریات او در 1277 توسط کلیسا محکوم گشت . اما گذشته ازنفوذی که ابن رشد بر فلسفه های مسیحی و یهودی اعمال نمود ، وی به عنوان آخرین فیلسوف بزرگ اسپانیای اسلامی و آخرین و بزرگترین فیلسوف مشائی عرب شناخته شده و نیز وی درطب و حقوق هم مطالعه کرد و در سویل و قرطبه به کار قضاوت می پرداخت و هر چند درعلوم طبیعی متبحر بود ، آشنائی او با فلسفه بیشتر از طریق مطالعات حقوقی او حاصل گشت . ابن رشد به عنوان قاضی درمعنای تحت اللفظی استاد مذهبی یا غیر مذهبی اصرا می ورزیدند و از تفسیراتی که الهیون پیشنهاد کرده بودند و با چنین روحیه ای بود که این رشد فلسفۀ ارسطو را مورد حمله روحانیون اسلام قرار گرفت و نظریاتش محکوم کتابهایش سوزانده شد .
|