|
دین و احکام -
اطلاعات ادیان
|
|
نوشته شده توسط حسن دوشمیل
|
|
دوشنبه ، 17 اسفند 1388 ، 20:07 |
|
بسمه تعالي برسي گوشه هايي از نقش تربيتي قرآن در يك نگاه كلي به وضعيت مسلمانان قبل از اسلام و مقايسه آن با وضعيت كنوني آنها ميتوان پي برد كه نقش تعليم و تربيتي قرآن تا چه حد موثر بوده و ميباشد و اين در حالي است كه اگر مسلمانان به تمامي دستورات و تعاليم الهي قرآن كمر همت مي بستند، به مراتب وضعشان از اين كه هست بهتر مي بود.در اينجا جهت روشن شدن هر چه بهتر اين موضوع شمه اي ازوضعيت قبايل و مردم عربستان را قبل وبعد ازنزول قرآن و به تبع آن دين مبين اسلام را برمي شمرم .ابتداعاٌ اگر بخواهيم وضع زندگي مردم عربستان را قبل از اسلام ، با يك فرمول كوتاه وجامع مختصر و مفید ذكر نمائيم بايد بگوئيم اعراب فقط مي كوشيدند كه شكم خود را سير كنند و غريزه جنسي را تسكين بدهند وپس از آن با هم بجنگند.آنها از هیچ نوع كشاورزي بجز كشت نخل اطلاع نداشتند؛ البته رسم كاشتن گندم هم بعدها، به وسيله اقوام ديگر به عربستان برده شد.لازم به توضیح است که در صحرا هاي عربستان كه بر اثر خشكي هوا ونيامدن باران درخت خرما نمي روئيد ، و يا اگر هم ميروئيد ثمر نمي داد ، غذاي اعراب شير ومشتقات شیر شتر بود، وچنانچه بعضی از سكنه بيابانهاي عربستان نمي توانستند شير شتر بنوشند و بضاعت آنها اجازه نمي داد كه داراي ماده شتري براي استفاده از شيرش بشوند، با خوردن سوسمار كه در بيابانهاي عربستان به فراوانی یافت می شد شكم خودرا سير ميكردند.
اما وقتي كه يك عرب شكم خود را سير ميكرد، بفكر تسكين غريزه جنسي اش ميافتاد و براي آن كار نه حد و حدودی را مي شناخت نه قيدي و بندی. آنهايي كه از قانون سخت قرآن در مورد زن و مرد زناكار تعجب ميكنند و مجازات زناكاران را يك كيفر نامناسب ویا شديد ميدانند اگر از وضع مردم عربستان ، از لحاظ فساد جنسي ، قبل از اسلام اطلاع می داشتند هرگز از شدت مجازات مرد و زن زناكار حيرت نمي کردند.طوري مردم عربستان پيش از اسلام ، از لحاظ جنسي، لا قيد بودند كه عفت نزد آنها اصلاٌ مفهوم نداشت و هيچ نوع از روابط جنسي را غير مجاز نمي دانستند تا چه رسد به اين كه ننگين بدانند . بسیاری از زنهاي روسپي، در شهر مكه كنار كعبه كه بتكده بشمار ميامد و قبايل عربستان براي پرستش بت ها به آنجا ميرفتند، خانه هاي عمومي مي گشودند وحتی بر سر در خانه ها پرچم هایی ميزدند تا اين كه خانه آنها بهتر بچشم مشتريان برسد و بر سر رنگ و مدل پرچم ها جهت جلب توجه بیشتر مشتریان با یکدیگر به رقابت وگاهاٌ خصومت می پرداختند و همچنین بر جلوی درب خانه هایشان افرادی را میگماردند تا با ندای خوش و آهنگین و با اصرار زیاد از مشتریان به داخل منزل دعوت بنمایند مبادا که مشتریان جذب دیگر رقیبانشان گردند.تصور نشود كه فقط مردهاي زن دار خود را مقيد به رعايت عفت نمي دانستند , بلكه زنهاي شوهر دار نيز نسبت برعايت عفت کاملاٌ بدون علاقه بودند و ارتكاب زناي محصنه از طرف زن شوهر دار يك واقعه استثنايي نبود بلکه بسیار معمولی و حتی بصورت یک سنت و یا فرهنگ در آمده بود.با وجود اينكه بسياري از مردم عربستان با منتهاي فقر زندگي مي كردند ، اما همينكه از دو كار مذكور در بالا فارغ مي شدند به جنگ مي رفتند. علل جنگها فراوان در عربستان ، در درجه اول ، علت مذهبي بود و اعراب ، براي طرفداري از بتهاي خود مي جنگيدند. مثلاٌ اگر فردي از يك قبيله ديگر مي گفت بت من از بت شما توانا تر و زيباتر است ، جنگ بين دو قبيله در ميگرفت ، چون در عربستان شخصي نبود كه عضو قبيله اي نباشد و هر قبيله، براي حمايت از اعضاي خود ولو يك نفر ، با قبيله اي ديگر مي جنگيد و چون بعضي از قبايل داراي متحدینی ، از قبايل ديگر بودند گاهي پیش می آمد که جنگ به تمام کشورعربستان سرايت مينمود و بعضاٌ سالها بطول می انجامید. بعد از علت مذهبي آنچه آتش جنگ را مي افروخت سرقت بود . سرقت بين اعراب، قبل از اسلام، يك نوع ورزش بحساب می آمد و يا نوعي از اعمال قهرماني محسوب ميگرديد.بنابر این جان و مال هیچکسی از دست سارقان در امان نبود و کمتر تاجری میتوانست اقدام به تجارت و بازرگانی نماید آن هم در صورتی که میتوانست برای خود گروهی از افراد جنگجو را به استخدام در آورد که این خود با توجه به خشکی و لم یزرع بودن بخش وسیعی از کشور عربستان کاری بسیار سخت و پر هزینه بود همچنین احتمال زیادی وجود داشت که همان گروههای مسلح یاغی شده و خود اقدام به سرقت مال التجاره و قتل بازرگان نمایند . خرافات طوري بر مردم عربستان چيره شده بود كه دست به كاري نمي زدند ،مگر اينكه قبل از آن با بت خود مشورت نمايند و چون بت، جان و زبان نداشت تا اينكه مومنين را راهنمايي كند ، بكساني كه فكر ميكردند به زبان بتها آشنا ميباشند ، مراجعه مينمودند و از دهان آنها ، از دستورات بتها، آگاه مي شدند. محال بود كه يك عرب ، چيزي بگويد و به بت خود سوگند ياد نكند ، و اگر گفته او طولاني ميگرديد ، ممكن بود كه در مدت يكساعت بيش از صد مرتبه به بت خود سوگند ياد نمايد ولو موضوع صحبت او ؛ مطالب پيش پا افتاده و بدون قول و تعهد باشد. رعايت بهداشت در زندگي مردم عربستان اصلاٌ مفهوم نداشت و هرگز رعايت نظافت نميشد و بعضي از مردان و زنان عرب تا پايان عمر حتي يك بار بدن را نمي شستند ولو در محلي هم زندگي كنند كه آب در آنجا بمقدار فراوان بدست مي آمد.اعراب عربستان آنقدر فقير بودند كه بعضي از آنها ، نوزاد اناث را بعد از تولد دفن ميكردند تا اين كه بهلاكت برسد.بعضي از مورخين گفته اند كه اعراب از اين جهت دختران خود را بعد از تولد دفن ميكردند و بهلاكت ميرسانيدند كه داشتن دختر را ننگ ميدانستند. ولي اين نظريه صحيح نيست ، براي اينكه در خانواده هاي با بظاعت عربستان ، دختر نوزاد را نمي كشتند وهيچ خانواده با بظاعت از دارا شدن دختر احساس خجلت نمي كرد، تا چه رسد به اينكه آن را ننگ بداند.در صورتي كه اگر ننگ بود خانواده هاي با بظاعت ، بايستي بيش از خانواده هاي بي بظاعت احساس ننگ نمايند.بلکه چون در عربستان قبل از اسلام ، فقط مردان كار ميكردند و زنها نمي توانستند براي تحصيل معاش كار كنند. اگر يك پدر فقير داراي فرزند ذكور ميشد ، ميدانست آن پسر بعد از اينكه بزرگ شد كار خواهد كرد و معاش خود را تامين خواهد نمود ودر تامین معاش خانواده نیز موثر خواهد بودو سر بار وي نخواهد شد. اما اگر دختري ميشد ، پيش بيني مي نمود كه بايستي خود او معاش آن دختر را تا زماني كه شوهر نكرده تامين كند و لذا نوزاد را دفن ميكرد تا اينكه عهده دار معاش دختر نشود. اعراب همیشه درحواشی قبیله های خود حفرهایی حاضر و آماده از قبل ایجاد میکردند و همینکه زنی دچار درد زایمان میشد او را به درون یکی از آن حفرهها میبردند و چنانچه نوزاد پسر بدنیا میامد با او به قبیله خود باز میگشتند و اگر دختر می آمد همانجا او را زنده بگور کرده به و سپس به قبیله خود باز میگشتند . اعراب ابداٌ داراي هنرمند نبودند ، و خواندن كتاب ، نه فقط مورد توجه آنها نبود بلكه اصلاٌ كتاب نداشتند و حتي نام كتاب بگوش اعراب نرسيده بود و اولين بار، قرآن ، كلمه كتاب را بگوش اعراب رسانيد ؛ پيش از اسلام در تمام عربستان شماره افراد با سواد از شمارش انگشتان دو دست تجاوز نمي كرد و سواد آنها هم از حدود خواندن و نوشتن تجاوز نمي نمود يعني اهل فضل بشمار نمي آمدند.سپس قرآن در چنين جامعه فقير و نادان و خرافه پرست و غرق در انواع پليديها ظهور كرد . قوم عرب هم بعد از آمدن قرآن نخواستند آن را بپذيرند و پيغمبر اسلام ، در دوره اي از رسالت خود، با زور قرآن را بقوم عرب قبولانيد. و طوري قرآن ، در زندگي قوم عرب آثار مثبت و نيكو بوجود آورد كه بيست و پنج سال بعد از هجرت ، قوم عرب، از لحاظ مادي و معنوي يك قوم نيك بخت شد ، و در هيچ يك از ادوار تاريخي ديده نشده كه يك ملت تيره روز، در يك چنان مدت كوتاهی ، به دوره نيك بختي برسد.قوم عرب نه تنها فقط از پرتو قرآن از لحاظ مادي نيك بخت شد بلكه از پليديها ي اخلاقي و انواع كثافات رهايي يافت.قبل از قرآن براي اكثر مردم عربستان خوردن يك وعده نان يك وليمه بود و حتي در شهر مكه كه مركز اجتماعي و ديني و در بعضي از ماه ها بازرگاني عربستان محسوب ميشد ، بسياري از سكنه نان نداشتند كه بخورند .اما بعد از آمدن قرآن ، تمام اعراب جزيره العرب از حكومت مستمري ميگرفتند و وضع مالي حكومت ، آنقدر خوب شده بود كه مي توانست به تمام اعراب ساكن عربستان مادام العمر مستمري بدهد.زنان و مرداني كه در همه عمر يكبار بدن را نمي شستند ، بعد از آمدن قرآن ، در شبانه روز ،براي اقامه نماز چند بار خود را مي شستند.قبل از اسلام ، وقتي كسي برده اي را خريداري مي كرد، هر طور كه مايل بود با وي رفتار مي نمود و مقرراتي وجود نداشت كه رفتار مالك را نسبت به بردگان ، تنظيم نمايد. و بطوري كه گفته شد ، مالكان با بردگان خود رفتاري بدتر از نگهداري جانوران اهلي ميكردند. چون ،هر روز چند بار به جانوران اهلي ، علوفه ميدادند و لااقل هر دو روز يا سه روز يك بار آنها را تيمار ميكردند. اما برده تيره بخت در هر شبانه روز بيش از يك وعده غذا دريافت نميكرد و غذايي كه به او ميدادند ارزانترين ماده غذايي بود كه در عربستان بدست مي آمد و برده از روزي كه وارد خدمت مالك ميشد تاروزي كه ميمرد ، به حمام نمي رفت.بعد از اينكه اسلام آمد ، اولين منشور مربوط به بردگان وضع شد ، يعني براي اولين بار در جزيره العرب قواعدي وضع گرديد تا اينكه رفتار مالكان ، نسبت به بردگان، جنبه انساني پيدا كند.پس از آنكه قرآن آمد، و آثار آن نمايان گرديد در عربستان ، كه سرزمين مساكين بود ، مسكين باقي نماند چون علاوه بر مستمري كه از طرف خزانه حكومت به مردم داده ميشد، از محل ذكات ، احتياج نيازمندان را رفع ميكردند و ميزان ذكات ، كه ميبايستي از طرف ارباب بضاعت داده شود بقدري نبود كه آنها از دادن زكات امتناع نمايند.تاثيري كه قرآن در يك مرد و زن مسلمان ميكند ، ناشي از اعتقادي است كه هر مسلمان به قرآن دارد ، و لذا يك تاثير طبيعي ميباشد و بحث در باره آن ، مانند بحث در مورد مسائل بديهي است ، چون در قرآن آيه اي وجود ندارد كه شاًن نزول نداشته باشد. علماي اسلامي در مدت هزارو چهار صد سال آن قدر براي فهمانيدن قرآن زحمت كشيدند تا اينكه امروز هر مسلمان كه بخواهد قرآن را بفهمد و به تعاليم آن مبادرت ورزد ، مي تواند بخوبي به مفهوم آيات قرآن پي ببرد باستثناي يك قسمت از آيات متشابهات كه نياز به تفسير دارد ، و الحمدالله با وجود آثار بسيار ظريفي از كتب تفسيري قرآن به قلم اساتيد و علماي مشهور و گرانقدرجهان اسلام، كتب متعدد و فراواني نگاشته شده , بطوريكه هر آيه از قرآن ، براي مسلمان ، به تنهايي يك قانون واجب الاطاعه شده است و نيز هر دسته از آيات قرآن ، مربوط به يك موضوع ، اعم از اينكه دو يا چند آيه باشد براي هر مسلمان قانوني شد كه مي بايست از آن اطاعت بكند . قرآن كتابي است مذهبي ومنظور از كتاب در درجه اول اينست كه نوع بشر را بسوي خدا وند رهبري نمايد وبه او بفهماند كه خداوند آفريدگار جهان است و او ، دانا و تواناي مطلق است وبر اوست كه از خداوند اطاعت نمايد و احكام اورا بموقع اجرا بگذارد.تعاليمي كه در قرآن به مسلمانان داده شده باعث پيشرفت مسلمانان در جميع جهات و شئونات زندگي شان گرديد. خصوصا درآن زمان كه در ساير بلاد و كشورهاي دور و نزديك نسبت به مسلمانان پيشرفتي ديده نمي شد، سبب سبقت گرفتن مسلمانان در زمينه هاي علمي ،تاريخي ، حقوقي، احكام،مسائل اجتماعي ، مسائل فردي، حتي عالم غيب ودهها مضوع ديگر گرديد ، بطوريكه عده اي از دانشمندان قرآن را منشاٌ تمامي علوم ميدانستند. و سعي داشتند در مورد هر علمي در قرآن چيزي بيابند. زيرا قرآن به بعضي از موضوعات علمي اشاره ميكرد كه هنوز تا آن زمان توسط كسي كشف نگرديده بود ولي بعدها به اثبات می رسيد كه اين خود دليلي ديگر بر حقانيت نزول قرآن از جانب خداوند متعال بود.و هم اكنون هم با گذشت هزارو چهارصد سال پس از نزول قرآن هنوز تعاليم و دستورات قرآني مطابق مسائل و مشكلات روزمره، و قابل اجرا و سودمند و گره گشاي مسائل و مشكلات مسلمانان ميباشد. با توجه به كهنگي كتب قديمي ومبتدي شدن مطالب آنها بدليل پيشرفت علم بشر، شاهد آن هستيم كه مطالب قرآن هنوز براي ما تازه وقوانين آن به روز و سازنده ميباشد كه خود معجزي ديگر بر حقانيت نزول قرآن از جانب پرورگار است . خلاصه اينكه اگر قرآن نبود مسلمانان وحتي جوامع غير مسلمان هرگز به پيشرفتهای امروزي نائل نمي گشتند وخدا را هزاران مرتبه شكر و سپاس كه بر ما منت نهاد و اين چنين ما را از گمراهي و ظلالت به راه راست هدايت کرد./ درود خدا بر محمد و خاندان پاكش باد.
|
|
LAST_UPDATED2 |